نظر خود را به اطراف افكند ، تا بيابد ، كه داريوش در كجا قرار گرفته و ، همين كه او را ديد ، با سوارهنظام زبدهء خود راست به طرف او رفت ، دو سوارهنظام به يكديگر حمله بردند و كشتارى مهيب روى داد . چون هر دو طرف بيك اندازه دليرانه ميجنگيدند ، مدّتى از اين تصادم نتيجهاى بدست نيامد . تلفات طرفى را تلفات طرف ديگر جبران ميكرد ، با برترى طرفى برترى طرف ديگر موازنه مىيافت ، ضربتى بخطا نميرفت ، زيرا سپاهيان هر دو طرف تنگ بهم چسبيده بودند . بنابراين از هر دو طرف مردانى زياد به خاك افتادند و همه از پيش زخم برداشتند . بعضى بقدرى دليرانه ميجنگيدند ، كه تا آخرين نفس شجاعت را از دست نميدادند . چون فرماندهان قسمتها براى زيردستان خود سرمشق دلاورى بودند ، نبرد باشكال مختلف در همهجا دوام داشت و در همهجا طرفين در سر فتح منازعه داشتند .
اكزاترس « 1 » برادر داريوش در اين روز نام خود را پر از افتخار كرد ، توضيح آنكه ، چون ديد اسكندر با ابرام به قصد داريوش است ، خواست در سرنوشت برادرش شريك باشد و در رأس سوارهنظام زبدهء خود به اسكندر حمله برده در جلو گردونهء چهار اسبهء داريوش جنگ كرد و بواسطهء جرئت و جسارتى ، كه با كارآزمودگى توأم كرده بود ، توانست عدّهاى زياد از دشمن به خاك افكند . چون اسكندر هم از او كم نميآمد ، در اطراف گردونه كشته روى كشته ميافتاد . هركس ميخواست ضربتى بشاه وارد آرد و كسى از جان خود نميترسيد . عدّهاى زياد از سرداران ايران در اين جنگ به خاك افتادند ، از جمله آتىزىيس « 2 » بود و راميترس « 3 » و تازياسس « 4 » والى مصر ( آريّان اسم آخرى را ساباسس « 5 » نوشته و بوباسس « 6 » را هم علاوه كرده ) .
از مقدونىها هم عدّهاى زياد كشته شد و اسكندر ، كه از هر طرف محصور بود ، زخمى بران خود برداشت . اسبهاى گردونهء داريوش از سوزش زخمهائى ، كه برداشته بودند و نيز از وحشتى ، كه از پشتههاى كشتهها در اطراف اسبان ايجاد شده بود ، رم كرده و از اطاعت سرپيچيده نزديك بود گردونه را واژگون كنند و داريوش
هامش
( 1 ) -Oxathres .( 2 ) -Atizyes .( 3 ) -Reomithres .( 4 ) -Tasiaces .( 5 ) -Sabaces .( 6 ) -Bubaces .