تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1042

مساهمون:

ص١٠٤٢
هم دود برميخاست . چون قشون يونانى بعلاوهء خستگى در تمام روز چيزى نخورده بود و دير هم بود ، كل‌آرخ صلاح ندانست ، حمله بدشمن كند ، ولى از راه هم دور نشد ، تا تصوّر نرود ، كه فرار كرده . مقارن غروب آفتاب ، او با پيش‌قراول خود در دهاتى توقّف كرد ، كه قشون شاه حتّى چوبهاى خانه‌هاى آن را غارت كرده بود . باوجود اين وحشت يونانىها زياد بود ، تا آنكه كل‌آرخ به آنها فهماند ، كه او سالم است و خطرى نيست .

متاركه

بعد بقول كزنفون ( عقب‌نشينى ، كتاب 2 ، فصل 3 ) : مقارن طلوع آفتاب رسولانى از طرف اردشير آمدند و به پيشقراولان گفتند ، كه ميخواهند با سرداران يونانى در باب متاركه مذاكره كرده اوامر شاه را برسانند و جواب يونانىها را براى شاه ببرند . كل‌آرخ گفت بشاه بگوئيد ، كه چون ما آذوقه نداريم ، بايد بجنگيم ، تا رفع گرسنگى كنيم . رسولان اين جواب را رسانيده برگشتند و گفتند ، كه شاه اين تقاضاى آنها را صحيح ميداند و بلدهائى با خود آورده‌اند ، تا اگر متاركه انجام شد ، يونانىها را به جاهائى برند ، كه آذوقه در آنجا زياد است . پس از آن متاركه منعقد شد و يونانىها را به دهاتى راهنمائى كرده گفتند ، كه ميتوانيد آذوقه برگيريد . در اين‌حال شعف يونانىها را حدّى نبود ، زيرا سابقا علاوه بر بىآذوقه‌گى وحشت آنها هم زياد بود : بهر حادثه‌اى كه برميخوردند ، ميلرزيدند و از عاقبت آن نگران ميشدند . اين محل گندم ، نبيذ و مشروب ترشى ، كه از ميوه درست ميكنند فراوان داشت . كزنفون تمجيد زياد از خرماى اينجا كرده گويد ، كه خرماى يونان را در اينجا نوكرها ميخورند و خرماى اينجاها مانند كهرباى زرد و خيلى درشت است . بعد او گويد در اين‌جا براى اوّلين دفعه سپاهيان ما مغز درخت خرما خوردند . شكل آن زيبا و طعمش بسيار گوارا است ، ولى اشخاصى ، كه آن را خوردند ، به سردرد شديد مبتلا گشتند . وقتى كه سر درخت خرما را مىبرند ، تمام درخت خشك مىشود .

قرارداد تيسافرن با يونانىها

برحسب نوشته‌هاى كزنفون ( عقب‌نشينى ، كتاب 2 ، فصل 3 ) يونانىها سه روز در اين محل ماندند و در اين‌جا تيسافرن با برادرزن شاه ، سه نفر پارسى ديگر و غلامان
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1042 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )