تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 841

مساهمون:

ص٨٤١
كه با پارسىها بودند ، ولى نه از روى رضا و رغبت ، بل بواسطه فشار . با وجود اين پس از ورود مردونيه به تب هزار نفر از اهالى فوسيد ، كه سنگين اسلحه بودند ، بسركردگى هرموسيد « 1 » نزد مردونيه آمدند و او گفت در جائى ، كه جدا از ساير قسمتهاى قشون باشد ، اردو بزنند . آنها چنين كردند ، ولى فورا پس از آن سواره نظام پارس به طرف آنها تاخت و در تمام سپاه يونانى مردونيه اين خبر شايع شد ، كه مردونيه ميخواهد فوسيديها را تيرباران كند . در اين احوال فوسيديها براى جنگ حاضر شدند و ، چون سوارهاى پارس اينحال آنها را ديدند ، برگشتند و مردونيه رسولى ، نزد آنها فرستاد و گفت « فوسيديها ، خاطرتان آسوده باشد ، كه كسى كارى با شما ندارد ، شما نشان داديد ، كه مردان شجاعيد نه چنان كه شنيده بودم ترسو . جنگى را ، كه در پيش داريد ، دليرانه بكنيد . خدمت شما هرچه باشد ، توجهء من و شاه نسبت بشما بيش از آن خواهد بود » هرودوت گويد ، معلوم نيست ، كه حملهء سواره نظام به فوسيديها از چه جهت بود ؟ آيا مردونيه ميخواست مردانگى آنها را بيازمايد يا آنها را قلع و قمع كند و بعد ، كه ديد جنگ و خون ريزى خواهد شد ، دست باز داشت ( كتاب 9 ، بند 18 ) .

زد و خوردهاى مختصر

سپاه يونان در الوسيس « 2 » جمع شد و ، وقتى كه به ارىتر واقع در ب‌اسى رسيد ، ديد سپاه پارس به طول رود آسپ اردو زده . بنابراين بعد از مشورت در كوهپايهء سىترون صفوف خود را آراست و ، چون يونانيها كوهپايه را از دست ندادند ، زيرا از نزول بجلگه احتراز ميكردند ، مردونيه تمام سواره نظام پارس را در تحت فرماندهى ماسيس‌تيوس « 3 » سردار نامى ايران بجنگ فرستاد . اين سردار ، كه يونانيها او را ماكيس‌سيون « 4 » مينامند ، بر اسب نسا نشسته بود ، دهنهء اسب از طلا و يراق آن خيلى عالى مىنمود . سواره نظام به محل مذكور تاخت و بدسته‌هائى تقسيم شده بيونانيها حمله كرد ، تلفات زياد بدشمن وارد آورد و يونانيها را زن خواند . چون اهالى مگار در جائى توقّف داشتند ، كه حملات پارسيها به آنها بيش از همه متوجه ميشد و سخت در فشار
هامش
( 1 ) -Hermocyde .( 2 ) -Eleusis .( 3 ) -Masistius .( 4 ) -Makission .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 841 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )