تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 826

مساهمون:

ص٨٢٦
از سرداران ديگر ميدانست ، چه بايد كرد . تميستوكل با آريامن « 1 » امير البحر خشيارشا ، كه رشيد و شجاع و از تمام برادران شاه عادل‌تر بود ، مصاف داد . امير البحر مزبور بر يك كشتى بزرگ سوار بود و از آنجا تگرك تير و زوبين بيونانيها ميباراند ، چنان‌كه از بالاى ديوارى ببارند . در اين احوال آميناس از اهل دسل « 2 » و سوسيكلس از اهل پ‌دىيه « 3 » چنان با حرارت به او حمله كردند ، كه دو كشتى به يكديگر چسبيدند . آريامن بكشتى دشمن جست و پس از جدال ممتدى دو نفر آتنى مزبور با ضربت‌هاى زوبين آنقدر فشار به او دادند ، تا بالاخره او را به دريا افكندند . آرت‌ميز ، چون نعش او را در ميان ساير نعشها در دريا ديد ، آن را بلند كرده به خشيارشا رسانيد » . بعد پلوتارك گويد : « جنگ داشت در ميگرفت ، كه كمكى به يونانيها رسيد ، زيرا يونانيها قبل از جدال كمك اآسيدها « 4 » را با تضرّع طلبيده بودند و آنها حالا داخل جنگ ميشدند . آمدن آنها گردى بلند كرد ، كه به طرف يونانيها آمده آنها را يوشيد . پس از آن لىك‌مد « 5 » رئيس يك كشتى آتنى حمله بيك كشتى دشمن كرده آن را گرفت و بيرق آن را در حال برداشته به آپلّن‌دافن‌فور « 6 » نياز كرد . بعد جنگ سخت درگرفت و ، چون بواسطهء تنگى جا كشتيهاى خارجى نميتوانستند حركت كند ، مگر اينكه يكى پس از ديگرى بيايد ، بحرّيهء پارس در تنگنائى افتاد و جبههء كشتيهاى يونانى با كشتيهاى خارجى مساوى گرديد . جنگ پس از آن ادامه داشت و يونانيها آن‌قدر پا فشردند ، تا شب در رسيد و كشتيهاى خارجى فرار كرد . . . . . ( اگر شب در رسيد ، چگونه ميتوان گفت فرار كرد ؟ و ديگر عبارت : « پا فشردند ، تا شب در رسيد » بيشتر موهم ضعف يونانيها است . م . ) . پس از جنگ ، خشيارشا خواست مردانه با نكبت مواجه شود و امر كرد بوغاز سالامين را پر كنند ، تا قوهء برّى خود را از اين راه به سالامين وارد و معبر را به روى يونانيان سد كند . تميستوكل براى آزمايش آريستيد چنين وانمود ، كه لازم است يونانيها خودشان را به هلّس‌پونت رسانيده پل آن را براندازند و به او چنين گفت : « بايد آسيا را در
هامش
( 1 ) -Ariamene .( 2 ) -Aminas de Decele .( 3 ) -Socicles . de Pediee .( 4 ) -Eacides .( 5 ) -Lycomede( 6 ) -Appollon Daphnephore .