تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 704

مساهمون:

ص٧٠٤

قسمت اولى مقدمات جنگ

تحريكات يونانيهاى فرارى

وقايع قبل از جنگ را هرودوت چنين شرح داده ( كتاب 7 ، بند 7 ) : دمارات پادشاه سابق اسپارت ، كه در زمان داريوش به او پناهنده شده بود ، حالا از نزديكان خشيارشا گرديده همواره به او ميگفت ، كه شاه ميتواند باسانى پلوپونس را بگيرد ، حكومت آنجا را تغيير داده دمارات را پادشاه كند و البته در اين صورت او دست‌نشاندهء ايران خواهد بود . خانواده آله‌آد « 1 » ، كه در تسالى مقتدر بودند ، نيز شاه را تحريك ميكردند ، قشون بيونان بفرستد ، با اين خيال كه از تسلط ايران در يونان مقام خودشانرا محكم كنند . علاوه بر اينها خانوادهء پىزيسترات ، كه بعد از عدم بهره‌مندى ايرانيان در ماراتن تا اندازه‌اى مأيوس شده بودند ، در اينزمان باز اميدوار شدند ، كه بكمك ايران در آتن حكمران شوند و ، چون والى ايران در ليديّه از لجاجت آنها خسته شده بود و ديگر وقعى به حرف آنان نمىنهاد ، بدربار ايران آمده و ، با ديدن اين و آن از متنفذين دربارى ، راهى به خشيارشا يافته او را بجنگ با آتن تحريك ميكردند . در همين اوان خانواده‌هاى ديگر يونانى ، كه ميخواستند بحكومت و اقتدارات سابق خودشان برگردند ، غيب‌گوئى را موسوم به ان‌ماكريت « 2 » ، كه كتابهاى زياد با خود داشت ، پيدا كرده پيش انداخته بودند و او بكتابهاى خود نگاه كرده ميگفت ، نوشته شده ، كه يكى از پادشاهان پارس هر دو طرف هلّس‌پونت ( داردانل ) را بهم اتّصال خواهد داد و بعد با دلائلى ثابت ميكرد ، كه اين پادشاه خشيارشا است و او بايد يونانرا تسخير كرده بدوستان خود بدهد . بالاخره تحريكات يونانيها و شايد نيز ميل خشيارشا بجهانگيرى باعث شد ، كه او تمايلى بجنگ يافت و با اين مقصود مجلس مشورتى بيار است ، تا عقيدهء بزرگان ايرانرا در باب جنگ بداند و نيز آنها را از نقشهء خود آگاه كند .

مجلس مشورت

در اين مجلس او بزرگان را مخاطب قرارداده چنين گفت ( هرودوت ، كتاب 7 ، بند 8 ) : « پارسيها ، من نميخواهم در ميان
هامش
( 1 ) -Aleades( 2 ) -Onomacrite .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 704 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )