تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
دستورهاى من كافى است براى اينكه شما باهم چنان زندگانى كنيد ، كه وظيفه شما است . اگر كافى نباشد ، بتاريخ گذشته‌ها رجوع كنيد . تاريخ مكتبى است عالى . در آن خواهيد ديد پدرانى را ، كه پسرانشان آنها را دوست ميداشتند ، برادرانى را كه ببرادرانشان مهر و محبت ميورزيدند و نيز خواهيد ديد كسانى را ، كه راههاى ديگر اختيار كردند . در ميان اينها و آنها كسانى را سرمشق خود قرار دهيد ، كه راهشان را خوب رفته‌اند . اگر چنين كنيد ، شما عاقليد . گمان ميكنم ، كه آنچه در اين باب گفتم كافى است . اى فرزندان ، چون من مردم ، جسد مرا در طلا يا نقره و يا چيز ديگر مگذاريد ، زود آن را به خاك بسپاريد . واقعا چه چيز به از آن است ، كه شخص با اين خاكى ، كه بهترين چيزهاى زيبا و خوب را بار ميآورد و مىپرورد ، مخلوط شود ؟ من چون هميشه دوست انسان بوده‌ام ، خود را سعادت‌مند خواهم دانست ، كه جزو اين ولينعمت مردمان گردم . حس ميكنم ، كه روحم بيرون ميرود ، من اين حال را از علاماتى درك ميكنم ، كه تمام موجودات را از انحلال آگاه مىكند . اگر كسى از شما ميخواهد ، دستش را به من برساند و در چشمان من بنگرد ، پيش بيايد ، ولى وقتى كه من زير نقاب رفتم ، خواستارم ، كه كسى ، حتى شما ، اى فرزندان من ، بدن مرا نبيند ، ولى پارسيها و متحدين را در دور قبر من جمع كنيد ، تا به من تبريك گويند ، از اينكه من از اين ببعد در امنيت و آرامش و دور از اثرات بد خواهم بود ، خواه در ميان خدايان باشم و خواه به كلى معدوم شوم . باشخاصيكه در موقع دفن جنازه من حاضر خواهند شد ، بايد قبل از مرخص كردن آنها ، هدايائى بدهيد ، زيرا عادت بر اين است ، كه در موقع دفن شخص سعادتمند چنين كنند . بالاخره اين آخرين حرف مرا فراموش مكنيد . اگر ميخواهيد بدشمنانتان زيان برسانيد ، دربارهء دوستان نيكى كنيد . خداحافظ فرزندان عزيزم ، وداع مرا بمادرتان برسانيد . خداحافظ دوستان من ، از حاضرين و غائبين » . كوروش پس از اين كلمات دست تمام حاضرين را فشرد و نقابى بسر كشيده درگذشت .