Skip to main content

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — Page 68

Contributors:

P.68
هر قدر على بن ابيطالب ايشانرا پند داد و ببيعت خود خواند زيربار نرفتند حتى گفتند چون تو به حكم مخلوق رضا داده و از فرمان حق بيرون رفته‌اى كافرى فقط اگر قبول توبه كنى و بار ديگر مسلمان شوى در اطاعت او خواهيم ماند عاقبت چون خوارج دست بقتل و آزار مسلمين گذاشتند و فتنهء بزرگى برپا كردند حضرت امير با اينكه عازم جنگ جديدى با معاويه بود دفع خوارج را واجب‌تر ديد و به سمت بصره كه مركز اجتماع خوارج بود حركت كرد و در محلّ نهروان در سال 39 جمع كثيرى از ايشانرا كشت و به ظاهر فتنهء خوارج خوابيد ليكن بقية السّيف اين طايفه دست از عقايد تند خود برنداشتند و فرق عظيمى از ميان ايشان برخاست كه سالها در بلاد اسلام مخصوصا در سواحل خليج فارس و بحر عمان و حدود شرقى افريقا فتنه‌ها برپا كردند و براى خود سلطنت و امارت تشكيل دادند . از تاريخ ظهور فرقهء خوارج و غصب خلافت بتوسط معاويه تشتت رأيى كه سابقا بين مسلمين در باب امامت موجود ( يعنى رياست بر مسلمين در امور دين و دنيا بنيابت از حضرت رسول ) بود شدت يافت . شيعه چنان كه گفتيم امامت را حق كسى ميدانستند كه اولا معصوم باشد ، ثانيا از طرف سلف خود بنصّ جلى و خفى تعيين شود ثالثا افضل مردم باشد . طرفداران خلفاى راشدين و معاويه ميگفتند هركس را مردم به اين عنوان اختيار كردند و در بيعت او اجماع نمودند او خليفه و امام است به همين جهت اين فرقه را اهل جماعت و سنّت ميگويند . خوارج عقيده داشتند كه هركس ميتواند بمقام امامت اختيار شود چه عرب قرشى باشد چه سياه حبشى و در اين مورد فرقى بين مولى و سيد نيست فقط امام بايد عادل باشد و همين كه از طريق صواب و عدل منحرف شد قتل او واجب است . ظهور فرقهء بزرگ معتزله و طايفهء اسماعيليه از فرق شيعه باعث ايجاد اختلافات ديگرى در خصوص مسئلهء امامت شد و نفاق مسلمين را در اين باب زيادتر كرد .

قتل حضرت على در رمضان سال 40

مشهور چنين است كه پس از واقعهء نهروان سه تن از خوارج براى نجات عالم اسلام از فتنه بعقيدهء خود توطئه كردند كه
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — Page 68 | عباس إقبال آشتياني / حسن پيرنيا ( مشير الدوله )