ساخته و آماده بودم ، اما رأى و تدبير را بر حرب و نبرد مقدّم داشتم ، گفتم : قصد مملكت كسى كردن كه او را وزيرى چون صاحب عباد باشد مصلحت انبساط نبود .
اگر حق تعالى قهر و خذلان او خواستى چنان وزيرى بىنظير و دستورى بىخطير به وى ندادى كه بيمن رأى دوحهء دولت و شجرهء سعادت تازه ميدارد . پس اين عزيمت فسخ كردم تا ركن الدوله بداند كه او در حمايت رأى و تدبير و كفايت و شهامت وزير بىنظيرست و در سايهء عنايت دستور .
تاريخ اولجايتو ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: مهين همبلى
ص١٣٥