مستقل بودند . در عقب آن ( 35 پ ) در عهد سلطان طغرل ، اين مناصب بر اين جماعت كه ياد كرده آمد ، تقرير كردند . آنها كه در ما تقدم بودند ، طوطى شكرخاى بودند ، و اينان كركس مردارخوار .
مناصب شوند ، مستبدعتر بودند . دود به روز شنيعتر باشد ، كه شهاب الدين اسعد و عزيز الدين إله و صفى الدين اوحد مستولى مناصب شوند ، مستبدعتر بودند . دود به روز شنيعتر باشد ، كه به شب . كاشكى آبگينه در مقابل ماه ايشان نهادندى ، نه كلوخ .
ميان صفير ايشان و زئيرانيها ، كه در ماتقدم بودند ، فرقى بسيار بود . چون آتش بميرد ، دود برخيزد ؛ و چون گله را برگردانند ، بز لنگ پيشرو باشد . منصب خرقهء شواشده ، پولى گشت كه تاجدار و پاسبان بر آن مىگذشت ، شعر :
انى اغار على مكانى ان ارى * فيه رجالا لا تسد مكانى
كمان طغراى شهاب الدين هلال آسمان بود ، و نقط حروف ستارهها . اين جماعت اگرچه بر تختهء صنعت صفر بودند ، چون گربه رو مىشستند ، و طبلى در زير ( 36 ر ) گليم مىزدند ، و تختى بر سر آب مىنهادند . چون دهل پرمشغله و ميانتهى بودند . آن كار مردار را كه مىگذاردند ، عظمتى مىدانستند . همچون جرب بودند كه آن راحك خوش آيد . پلاس سياه بر شقهء چهره مىدوختند .
چنان كه گربه پليدى خويش پنهان كند ، بىكفايتى خويش پنهان مىكردند . آتش ظلم ايشان ، آتش شب بود ، كه قوىتر از آن نمايد كه به روز . در ميان خاكستر ايشان شررى نبودى . ايشان را بر هر محك كه مىزدند ، قلب مىآمدند . نباتى بودند كه آن را نه ميوه باشد نه به هيمه شايد . اگر مناصب معطل بگذاشتندى ، و ايشان نبودندى ؛ بهتر بودى . بندهء بد را هيچ نيكوخدمتى بهتر از گريختن نباشد .
اين اصحاب مناصب در مجلس انس دانش ، نه چون گل ريخته پياده بودند ، و نه چون پيالهسوار . شحم حنظل آمدند ، كه ديك را