5 - امير سيد قوام الدين حسين نقيب ( 202 ر )
6 - معين الدين اصم ساوى نايب وزير شهاب الدين و پدر سعد الدين عارض خراسانى ( 70 پ 136 پ 143 ر 150 پ 155 پ 156 ر 167 ر ) و معين الدين ابو الفتح بن حاجب ( 194 پ ) و معين الدين عميدرى ( 195 پ ) و فخر الدين پسر معين الدين كاشى والى رى ( 143 ر )
7 - كمال الدين ثابت قمى كه در روزگار سلطان طغرل و مسعود دبير جامگيات شرف الدين ابو الرجاء وزير طغرل و مستوفى و مشرف شرف الدين انوشروان و مستوفى عماد الدين ابو البركات و كمال الدين محمد خازن و عز الملك مجد الدين بروجردى بوده است ( 49 پ ) سرگذشت او در نقض ( 195 و 121 ) و حواشى نقض ( 415 تا 421 و 749 و 785 / 1138 ) هست .
8 - ابن سينا با نكوهش از فلسفه ( 78 ر )
9 - قاضى عبد الجبار اسدآبادى ( 208 پ )
10 - امام سديد الدين محمود حمصى رازى ( ديباچه فرمان مالك اشتر از نگارنده ص 11 ) ( 208 پ )
11 - ابن هندو ( 191 ب ، 198 پ ، 210 پ )
12 - نيز از مثنوى تازى وامق و عذرا نقل خطير الدين عبد العزيز اسكجهء مستوفى امير اجل اختيار الدين جوهر در خراسان ( 227 ر )
12 همچنين از دار الكتب مسجد عتيق همدان كه صدر صائن الدين عبد الملك همدانى بنياد گذارده است ( 192 ر )
شعر عربى حيص و بيص كه در 73 پ مىبينيم در تجارب السلف ( ص 302 ) بنام همو و در نسائم الاسحار ( ص 78 ) بىنام سراينده آمده است ولى در آثار الوزراء . ( ص 260 ) نيست
در اين دفتر جاىجاى از وزارت و امارت و نيابت و ديوانهاى : طغراء ، انشاء ، توقيع ، استيفا ، اشراف ، وكيل در ، كدخدا ياد مىگردد ، و با آن ما با كسانى كه اين پايگاهها را داشتهاند آشنا ميشويم و نمايانندهء تاريخ بوروكراسى و دستگاه دفترى و روش نگارش دولتى ايرانى است .
ازاينروست كه ستفن چارلز فاير بانكز
Stephen Charles Fairbanks
در « تاريخ الوزراء ، يك تاريخ دستگاه دفترى ( بوروكراسى ) سلجوقى »
Ahistorg of the Saljug Burocracy
( پاياننامه دكترى فلسفى ) خود پس از گفتگو دربارهء نگارنده آن و دربارهء « روزگار » از چگونگى دستگاه دفترى ( بوروكراسى ) سرزمين كوهستان ( جبال ) و از سرچشمههاى بررسى آن و واژهء ديوان ، وزارت و دستگاه دفترى آن جايگاه و پيوند آن با خاندانها و سرزمين ، از ديوانهاى ياد شده و وزارت ايرانى و امارت تركى سخن داشته و