نزديك رسيدند ، امراى عراق به امير سيد فخر الدين علاء الدوله متفق شدند ، و به شهر مستظهر و متحصن آمدند .
شير هيبت امير سيد فخر الدين علاء الدوله ، شير فلك دريد .
حمل و جدى گردون را خود در عقد نمىگرفت ، صولت او كوه را چون كاه بر باد مىداد .
اتابك مظفر الدين ، ملك سنجر بن سليمان را آورده بود ، و بر تخت سلطنت نشانده ، نوبت او بر اوج فلك مىزدند . دولت سلجوق دريايى است ، فلك در آن كشتى ، و ستارهها بادبان . درخت سلطنت ايشان ريشه به آب زيرزمين برده است ، و از آب جوى و باران مستغنى شده ، اتابك مظفر الدين چون زندگى امراى عراق را در همدان مخالفت كردند ، روى به آذربايگان نهاد ، و كارها كه به برخى نايب تقرير ( 230 ر ) كرده بودند ، منقلب گشتند .
در اين سال از عجايبها كه ظاهر نشد جز توبهء ابليس نبود .
اگرچه جماعتى كه چون قلم نمام بودند ، مجال سخن يافتند .
سلطان طغرل بىآنكه مورى را رنجى رسيد ، به دار الملك همدان بازآمد ، خاك عالم جمله مشك ناب گشت ، و آبها آب حيات آمد .
خار بيابان ارغوان گشت ، و باد روح كالبد مردگان . جهان را پادشاه چون آفتاب است ، چنان كه گرما و سرما به آفتاب تعلق دارد .
آبادانى و ويرانى جهان از پادشاه ظاهر شود . وزارت سلطان طغرل بر صاحب عزيز الدين مقرر شد .
تاريخ الوزراء ( فارسى ) — صفحة 264
مساهمون: نجم الدين ابو الرجاء قمى
ص٢٦٤