قضاى رى و اصفهان بر قاعدهء قديم ، بر اصحاب امام ابو حنيفه رحمه اللّه مقرر است . به مكان قاضى القضاة ركن الدين ، پسرزادهء شرف الاسلام ، و به مكان قاضى القضاة ظهير الدين ، پسرزادهء قاضى حسين استرآباد . اصفهان و رى ، مكه و بيت المقدس است . « فاينما تولوا فثم وجه اللّه » . هر دو تقوى و انصاف شعار خويش كردهاند ، و تازى نژادان مجاهدت را بر گستوان برافگنده ، و شارع شرع را به آيين عظمت بياراستند ، كسى را منازعت ايشان در خاطر نيامد .
در ستارهها كسى نتواند رسيد .
امامان : جلال الدين و محيى الدين خجندى خورشيد و ماه جهانآرايند ، ايشان را ثالثى نتواند بود . در زمستان آفتابند كه پشت جهانيان گرم كنند ، و در تابستان سايه كه راحت و آسايش دهد . مجاوران ايشان بر لب كوثرند . خجنديان چنان ( 217 پ ) اند كه جد ايشان مهلب بن ابى صفره در حق فرزندان خويش گفت :
« هم كالحلقة المفرغة لا يدرى اين طرفها » . اين دو بيتى كه ياد كرده مىشود ، از آن جمال الدين خجندى است ، شعر :
اى مطرب سرمست نه گويى نه نكوست * كز حال دلم يافت خبر دشمن و دوست
بر ياد كنار تو چو چنگ از شادى * با اين همه ناله مىنگنجم در پوست
اين دو بيت ديگر از آن محيى الدين است ، شعر :
رأيت حماما فاقدا عطف الفه * على زفرة الوجد الخفى ترنما
فاسمعنى ريح الصبا من كلامه * كانا خلقنا للنوى و كانما
اين دو را در باغ علم ، بستانافروز ، و رياحينى كه هرگز نپژمرد ، خجنديانند ، ديگر علما را پيش ايشان چون بنفشه سر در پيش افتاده است . حاسدان ( 218 ر ) ايشان بر سر خاك دارند ، و در كف باد .