و در اين سال در هندوستان آنچه سانح شده است اين است كه شمس الدين دامغانى به عرض سلطان فيروز رسانيد كه « عمّال گجرات حاصل آن ولايت را از قرار واقع به گماشتگان ديوان جواب نمىگويند . صد فيل و چهل لك تنكه و چهار صد غلام حبشى و دويست اسب عربى زياده بر ايام سابق متعهّد مىشوم كه به ديوان و اصل سازم . » و به اين بهانه حكومت گجرات حال گردانيد و به آنجا رفت و چون از عهدهء آنچه قبول كرده بود بيرون نتوانست آمد ، آخر الأمر خلاف نمود « 1 » و عمّال گجرات « 2 » اتفاق نموده با او جنگ كردند و او را به دست آورده سرپرشرش را به درگاه پادشاه بردند . [ 467 الف ] و در ايام سلطنت فيروز شاه كسى به غير از شمس دامغانى ياغى نشد و بعد از كشته شدن شمس حكومت گجرات به ملك متفرح سلطانى مقرر شد . « 3 »
و حال مصريان در اين سال آن است كه ملك اشرف شعبان ارادهء حج نمود و برادران و پسر اعمام خود را به قلعهء كرك فرستاد به همراهى امير سردون فحرى كه تا معاودت سلطان آنجا باشند . و به تاريخ يازدهم شوال سال مذكور به عظمت هرچه تمامتر از مصر بيرون آمده متوجه حجاز شد و نه نفر از امراى بزرگ در ركاب سلطانى بودند و نامهاى ايشان اين است :
امير صرغتمش اشرفى و ارغونشاه « 4 » و بليغاشامى و امير بهادر جمالى و صراىتمر محمدى « 5 » و طشتمر علايى « 6 » و مبارك طازى « 7 » و قطلقتمو جلاير طويل و بشتك بن عبد الكريم و بيست و پنج نفر ديگر از امرا كه در مرتبه از ايشان فروتر بودند در ملازمت سلطان روانهء حجاز شدند و امير آقتمر عبد الغنى را به نيابت قاهره تعيين كرد كه هر روز يك مرتبه به درون قلعه رفته فرزندان او را ملازمت نمايد .
و چون روان شد به موجب مقرر چند روزى امرايى كه در مصر و قاهره بودند به ملازمت اولاد اشرف ملك آمدند تا آنكه به تاريخ سيم ذيقعده جماعتى كثير از غلامان سلطان مثل طشتمر لفاف « 8 » و قرطاى طازى و اسندمر صرغتمشى « 9 » و غير ذلك اتفاق نموده سلاح پوشيدند و متوجه قلعه شده آوازه انداختند كه سلطان فوت شد و سيدى على ، ولد سلطان را از محافظان خواهى نخواهى گرفته سوار كردند و به ملك منصور ملقب ساخته كس به طلب جميع امراى مصر و قاهره فرستادند . ايشان نيز حاضر شده بر سلطنت ملك منصور سوگند خوردند ؛ الّا سه
هامش
( 1 ) . منتخب التواريخ ( ج 1 ، ص 253 ) : « شمس الدين دامغانى كمربند زرد و چودول نقره - كه محفهء مخصوص است - يافته به حكومت گجرات از جانب ظفر خان نامزد شد و چون به گزاف قبول نموده رفته بود . . . و از آنجا به وصول نتوانست رسيد ، به ضرورتى ياغى شد .
( 2 ) . منتخب التواريخ : « مير صدههاى گجرات . »
( 3 ) . منتخب التواريخ : « گجرات بعد از آن به عهدهء فرحت الملك عرف ملك مفرح سلطانى مقرر شد . »
( 4 ) . م : ارنق شاه .
( 5 ) . م ، ش : قرامحمد .
( 6 ) . ق : طشتم غلامى ؛ ش : طشم غلاى .
( 7 ) . م . مبارك طارمى .
( 8 ) . متن : طشمربقاق .
( 9 ) . متن : اسد موجزغتمش