ذكر وقايع سنهء عشرين و سبعمائه هجرى « 1 » [ موافق سال هفتصد و دهم از رحلت خير البشر ]
از سوانح و حوادث دوران در ايران در اين سال آن است كه از گرجستان خبر رسيد كه امير ارقناى « 2 » غزاناغلان « 3 » پسر طغريلجه « 4 » را به پادشاهى برداشته مردم را به مطاوعت و متابعت او دعوت مىنمايد و اسباب سلطنت از تعمير قلاع و از ذخاير خزاين و ذخاير آماده كرده . از آن جمله يكى از قلاع را كه از جميع قلاع آن طرف مضبوطتر است محكم دانسته به اظهار عصيان جرئت نموده .
سلطان ابو سعيد ، امير پولادقيا « 5 » را با ده هزار كس به دفع او مأمور كرد . امير مزبور ارقناى را در قلعه محاصره نمود . بعد از سه روز به يمن دولت سلطان صورت فتح روى نمود . ارقناى گرفتار شد . به حكم پولارقيا به قتل رسيد . به واسطهء نيكو خدمتى امير پولادقيا بعد از معاودت به انواع تربيت پادشاهى سرافراز شد و به حكم جهان مطاع ، قتلغشاه خاتون را كه سابقا در حبالهء اولجايتو سلطان بود به حبالهء نكاح درآورد « 6 » و سر تفاخر او آسمانساى شد .
[ 413 الف ] و امير چوپان به واسطه و وسايل معروض داشت كه « اولجايتو سلطان شاهزاده دولندى را به من داده بود و چون طالع مساعدت نكرد ، شاهزادهء مذكور فوت شد و من از آن دولت محروم شدم . » ابو سعيد ، ساتىبيگ را به امير چوپان داد ،
هامش
( 1 ) . ق : سنهء احدى و عشرين و سبعمائه هجرى ؛ م ، ش : سنهء احدى و عشرين و سبعمائه رحلت .
( 2 ) . مطلع السعدين : اميرقيا . متن : ارفنا . تصحيح بر اساس متن حافظ ابرو .
( 3 ) . وى برادر اوزبك خان بود .
( 4 ) . هر سه نسخه : طغريجه .
( 5 ) . هر سه نسخه : قبا .
( 6 ) . ذيل جامع التواريخ رشيدى ( ص 114 ) : « مادر خود قتلغشاه خاتون را به دو داد . »