سوار مىفرمود كه به رياضت عادت كرده فراغت دوست نشود ؛ چه ، سلاطين را هيچ امرى مضرتر از فراغتطلبى نيست .
و در دهسالگى چون اباقا خان باقى نماند ، بالضرّوره به پدر خود ، ارغون خان ، پيوست . و چون ارغون خان بر سرير جهانبانى تكيه زد ، حكومت ولايت خراسان به شاهزاده غازان مفوّض شد و امير نوروز در ملازمت او بود .
و اين امير نوروز ، پسر رشيد ارغون آقاست كه قريب به چهل سال در زمان چنگيز خان حكومت بعضى از بلاد ايران به او تعلّق داشت ، و قامت قابليتش به خلعت شجاعت و سخاوت آراسته و پيراسته و متقلّد ملت اسلام بود . و چون با بوقا طريقت محبّت او مشهور بود ، بعد از آنكه به حكم ارغون خان ، بوقا فنا بر بقا اختيار كرد ، نوروز بدگمان شده ، خوفى به خاطر خود راه داد و بعضى از امراى خراسان با شوهر خواهرش ، شاهزاده كينشو ، متّفق شده ، علم مخالفت برافراشت و در سنهء ششصد و هشتاد و هشت بر سر اردوى غازان خان كه در كشف رود فرود آمده بود ، غافل رانده در بيرون اردو جمعى از امراى غازان مثل بوقا و تگنا « 1 » و كورك و غير ذلك منزل داشتند ، آن جمعيت را تصوّر اردوى خاصّه كرده بر سر آن جماعت تاخت . غوغا بلند كشته . غازان خان با امير قتلغشاه فرصت يافته از آن مهلكه خود را به كنار كشيدند و به كنار مازندران روان شدند و تمام ايل و الوس غازانى به تاراج امراى مذكوره اسير شدند .
و سبب عزيمت مازندران آن بود كه شهزاده هلاچو آنجا بود و مشهور شده بود كه او نيز با نوروز متفق است و عنوان نوشتجات نوروز به حكّام ولايات اين عبارت بود : « هلاچو يرليغيندين كينشو بوير و قيندين . » « 2 »
القصّه ، غازان خان به ايلغار به مازندران رسيده به اتّفاق امراى مازندران هلاچو را گرفت .
و چون او از اتفاق نوروز انكار نمود ، او را نزد ارغون خان فرستادند . بعد از آن كه لشكر پراكنده با لشكر مازندران جمع شد ، كرّت ديگر به دفع نوروز متوجه خراسان شدند . در حوالى النگ « 3 » رادكان « 4 » جنگ شده ، كرّت ديگر نوروز ظفر يافت و شهزاده غازان خان مغلوب به مازندران رفت . و آوازهء شجاعت نوروز عالمگير شده . چون ارغون خان از شكست اوّل خبر شد ، بايدواغول و نورين آقا و نويان را با لشكرى بىقياس به كمك غازان خان روان
هامش
( 1 ) . ق : مگدا ؛ م ، ش : بكدا .
( 2 ) . متن : « هلاجو يرليغدين كنش بود و قيدين » .
( 3 ) . النگ : ديوارى كه در رزمگاه براى حفظ لشكر كشند ؛ مطلق ديوار ، باغ .
( 4 ) . رادكان : در نيمه راه خبوشان [ - قوچان فعلى ] و طوس ، شهر رادكان واقع است كه ابن حوقل آن را نام برده و ياقوت دربارهء آن گويد : شهركى است كه گفته مىشود زادگاه خواجه نظام الملك طوسى است . - لسترنج ، سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 419 .