وقايع سنهء اربع عشر و سبعمائه [ - 714 ] از هجرت « 1 » ، [ موافق سال هفتصد و چهارم « 2 » از رحلت خير البشر « 3 » ]
در اين سال احوال پادشاه ايران بر اين نهج است كه در بلاد روم كه در تصرّف گماشتگان اولجايتو سلطان بود قرامانيان اظهار عصيان كردند ؛ چه ، از جور و تعدى امير ايرنجين به جان رسيده بودند . امير چوپان كه از جمله دولتخواهان و استظهار سپاه ايران به وى بود ، به دفع اين فتنهها نامزد شد . قرامانيان به ملازمت وى آمده ، آن فتنه فرونشست .
و مولانا همام الدين شاعر در تبريز به نوعى عجيب وفات يافت ؛ چه ، صباح به حمام رفت و در حوض آب گرم نشست . خادم به خدمتى غايب شد . مولانا در آب غشّى كرده غرق شد . او را مرده بيرون آوردند و دفن كردند .
و حكام روى زمين ، در اين سال به حال خود بودند .
هامش
( 1 ) . م : وقايع سال هفتصد و شانزدهم ؛ ش : وقايع سال هفتصد و پانزدهم رحلت .
( 2 ) . ق : احدى .
( 3 ) . عليه و آله التحية من الملك الأكبر .