روان كردند كه مجموع چهارصد و پنجاه كس جمع شدند . و چنگيز خان به خوارزمشاه پيغام داد كه « تجّار آن طرف نزد ما آمدند ، آنها را بر آن منوال كه استماع خواهند نمود بازگردانيديم ، و ما نيز جمعى در مصاحبت ايشان به آن ديار فرستاديم تا از نفايس آن ديار آنچه در كار باشد خريدارى نموده بازگردند . »
و چون اين جماعت با زر بسيار به اترار « 1 » رسيدند - كه سرحدّ ولايت خوارزمشاه بود و ولايت چنگيز خان - حاكم اترار ، غاير خان ، كه خويش مادر سلطان « 2 » محمّد خوارزمشاه [ 222 الف ] تركان خاتون بود . در اموال ايشان دندان طمع فروبرد و در آن باب بهانه مىخواست . اتّفاقا در اين قافلهء بازرگانان ، هندويى بود كه پيشتر به غاير خان آشنايى داشت - و آنوقت غاير خان بدان لقب ملقّب نشده بود و به نام اصلى خود كه اينالجق « 3 » بود اشتهار داشت و در اين وقت بهواسطهء خويشى تركان خاتون لقب « غاير خان » ى با حكومت اترار يافته .
و آن هندو به طريق عادت سابق او را اينالجق خواند . غاير خان آن را بهانهء غضب خود ساخته تمام آن تجّار را محبوس ساخت و كس نزد سلطان محمّد خوارزمشاه فرستاد . اتّفاقا ايلچى غاير خان در همدان وقتى كه سلطان از سپاه برف و باران حلوان شكسته يافته كمال دماغ خشكى داشت ، به موكب سلطان رسيد و معروض داشت كه « جمعى كثير با مال و تركات بسيار از اردوى چنگيز خان آمدهاند و عزيمت ايران دارند ، و همانا وقوف و اطّلاع ايشان بر مداخل و مخارج مملكت مناسب دولت نخواهد بود .
چو دشمن به پاى خود آمد به دام * ندارد كسى خون و مالش حرام
سلطان بىآنكه در آن باب تأملّى كند [ به مجرّد فتواى فقها ] « 4 » به قصد جان سوداگران بىگناه و نهب مال ايشان رخصت داد . و چون ايلچى بازگشت ، غاير خان بدان كار ناپسنديده اقدام نمود و ايلچى چنگيز خان را با جماعت بازرگان بىجريمه به قتل رسانيد و آنچه با ايشان بود همه را متصرّف شد . « 5 »
چو بخت كسى رو نهد در زوال * به چيزى گرايد كه گردد و بال
هامش
( 1 ) . قبل از حملهء مغول فاراب نام داشت . خرابههاى اين شهر كه در ساحل غربى سيحون قرار داشته ، امروز در نه فرسخى جنوب شرقى شهر تركستان باقى است .
( 2 ) . برادرزادهء تركان خاتون بود .
( 3 ) . ق : اينانجوق ؛ م : ايناجوق . جامع التواريخ : اينالچوق .
( 4 ) . از جامع التواريخ ( ص 471 ) افزوده شد .
( 5 ) . سالشمارى نخستين تماسها و برخوردهاى سلطان محمد با مغولان ، آنگونه كه بويل گفته ( تاريخ كيمبريج ، ج 5 ، ص 289 ) بسيار مغشوش و تطبيق گزارشهاى منابع مختلف دشوار و گاه ناميسّر است . به اعتقاد بويل ، هيچيك از منابع دربارهء رفتن هيئتى به پكن اشارهاى نكردهاند ، امّا گزارش نسوى دربارهء سفيرى كه از جانب چنگيز خان به مملكت خوارزمشاهى آمده بود ، مىتواند توصيفى از همان واقعه باشد . على اىّ حال حقيقت امر درمورد آمدن هيئت نخستين از سوى چنگيز خان يا رفتن چنين هيئتى از سوى سلطان محمد به خدمت خان مغول هرچه باشد كليهء منابع ، دربارهء قتلعامى كه در اترار صورت گرفت ، متفق القولاند .