ذكر وقايع سال پانصد و نود و يكم از رحلت خير البشر « 1 »
در ماه جمادى الآخر اين سال پادشاه جهانگير چنگيز خان ترتيب لشكرها نموده به قصد ولايت تنگقوت متوجّه آن صوب گرديد و در آن ولايت به قلعهاى رسيد كه آن را قلعهء ليبكى « 2 » گويند ، در استحكام از ساير قلاع آن ديار امتياز داشت . و چنگيز خان به عون و عنايت الهى به اندك زمان آن قلعه را گرفته فرمود تا او را آنچنان خراب كردند كه اثرى از وى باقى نماند . و از آنجا متوجّه شهر كلنكلوشى « 3 » - كه شهرى است در نهايت عظمت و بزرگى و سور محكم دارد - گشته ، آن شهر را نيز گرفته اكثر ولايت تنگقوت را تاخت و تاراج كرد و مظفّر و منصور به جانب يورت خود مراجعت نمود .
و در اين سال خليفه ناصر باللّه عباسى پسر خود ، محمّد طاهر ، را از ولايتعهدى معزول ساخت ؛ بعد از آنكه مدّت هفت سال نام او را به ولايتعهدى بر منابر مىخواندند ، و پسر ديگر خود ، على نام ، را ولىعهد خود گردانيد . اتّفاقا بعد از اين قضيه به اندك روز ، علىّ بن نصار وفات يافت و محمّد طاهر ولىعهد شد .
و هم در اين سال از بلاد گرجستان زكرى « 4 » نام ، حاكم گرجستان ، لشكرى عظيم بههم رسانيده متوجّه بلاد اسلام شد ، و اوّلا قدم به آذربايجان نهاد و تمام آن بلاد را خراب ساخت و زن و فرزند مسلمانان را به اسيرى بردند . بعد از آن به ولايت اخلاط و ارمينيه درآمد ، تا آنكه به بلازكرد « 5 » درآمده هرچه توانستند تقصير نمىكردند . و از حكّام هيچكس به دفع ايشان
هامش
( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر .
( 2 ) . ق : لسلكى ؛ م : ليبلكى ؛ ش : لسكى .
( 3 ) . متن : كلنكوش .
( 4 ) . م : وكرى ؛ ش : ركرى . الكامل : زكرى صغير .
( 5 ) . م ، ش : بلارگرد ؛ ق : بلاد كرد . شهر بلازكرد كه در منابع بلاسكرد نيز آمده در ميان اربل و آذربايجان واقع است .