ذكر وقايع سال پانصد و هشتاد و يكم از رحلت خير البشر « 1 »
در اوايل اين سال ميانهء قتلغ اينانج و مياجق ، غلام خوارزمشاه ، در حدود زنجان محاربه واقع شد و قتلغ اينانج هزيمت يافته نزد خليفه ناصر لدين اللّه رفت . خليفه او را اعزاز و اكرام بسيار نموده از اسب و خيمه و ساير اسباب امارت آنچه در كار داشت به وى ارزانى داشت و مؤيّد الدين [ بن قصّاب ] را حكم فرمود كه بهاتفاق قتلغ اينانج ، رفته همدان را از دست خوارزميان انتزاع نمايد « 2 » و به او سپارد . بنابراين مؤيّد الدّين و قتلغ اينانج از خوزستان متوجّه كرمانشاهان شدند و از آنجا به عزم همدان بيرون رفتند .
در آنوقت در همدان پسر خوارزمشاه و مياجق مملوك او با جمعى قليل كه مقاومت با مؤيّد الدّين نتوانستند نمود ، مىبود . « 3 » چون خبر وصول ايشان به نواحى همدان رسيد ، همدان را گذاشته به جانب رى روان شدند . در ماه شوّال مؤيّد الدّين و قتلغ اينانج همدان را به تصرّف خود درآورده خوارزميان را تعاقب نموده ، مدينهء ساوه و آوه را نيز از عمّال و نوّاب خوارزمشاه انتزاع نموده روى به رى نهادند .
و چون خوارزميان خبر ايشان در رى شنيدند ، رى را نيز گذاشته به دامغان رفتند .
مؤيّد الدّين و قتلغ اينانج در رى توقّف نكرده به خوار « 4 » رى رفتند . در آنجا ميانهء قتلغ اينانج و
هامش
( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر .
( 2 ) . ابن اثير مىنويسد كه قتلغ اينانج پس از شكست از امير مياجق ، در خوزستان به مؤيّد الدين ، وزير خليفه ، پناهنده شد نه به خود خليفه ، و خيمه و اسب و ملزومات جنگى را همين وزير به قتلغ داد نه خليفه .
( 3 ) . در سال قبل ، تكش پس از شكست طغرل سلجوقى و ارسال سر وى به بغداد ، اصفهان را به قتلغ اينانج داد و رى را به پسر خود ، يونس خان ، داد و مياجق را اتابك او كرد . - تحرير روضة الصفا ، ج 4 ، ص 709 .
( 4 ) . شهرى قديم در 20 فرسخى رى .