ذكر وقايع سال پانصد و پنجاه و ششم از رحلت خير البشر « 1 »
در ماه ربيع الأوّل اين سال ، خليفهء عباسى مستنجد باللّه بن المقتضى لامر اللّه المستظهر باللّه العباسى در بغداد وفات يافت . و سبب فوت او را چنين آوردهاند كه چون مرض او اشتداد يافت ، استاد الدار عضد الدّين ابو الفتوح « 2 » [ بن ] رئيس الرؤسا و قطب الدّين قايماز ، كه خليفه مستنجد باللّه در مقام قتل ايشان بود ، طبيبى را كه به معالجهء او اشتغال داشت زر بسيار داده بر آن داشتند كه نوعى كند كه مستنجد باللّه از اين مرض خلاص نشود . آخر الأمر ، آن طبيب از خدا ناترس رفته او را به حمام فرستاد . و چون خليفهء بيچاره باوجود ضعف و رنج و تب به حمّام درآمد ، دروازهء حمام بر وى آنمقدار بستند كه در اندرون جان بداد .
و روايت ديگر در اين باب آن است كه خليفه در اثناى بيمارى چيزى به وزير ابو جعفر بن بلدى نوشت . مضمون آنكه در ساعت استاد الدار عضد الدّين ابو الفتوح و قطب الدّين قايماز را گرفته به سياست تمام به قتل رساند . و اين نوشته را به ابن صفيه « 3 » نام شخصى داد كه به وزير رساند . اتّفاقا در راه آن نوشته را از دست ابن صفيه ، استاد الدّار گرفته مطالعه نمود . چون بر مضمون آنكه قتل او با قايماز بود اطّلاع يافت ، به ابن صفيه گفت : « تو خليفه را بگو كه من مكتوب را به وزير رساندم ؛ چه ، مهمّى كه به وزير فرموده بود ما به اتّفاق خواهيم كرد . » ابن صفيه برگشته به خليفه گفت : « من كاغذ را به وزير دادم . »
پس استاد الدار به خانهء خود رفت و قطب الدّين قايماز را طلب داشته بر حقيقت مطّلع
هامش
( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر .
( 2 ) . الكامل : ابو الفرج .
( 3 ) . ابن اثير اين شخص را پزشك خليفه ذكر كرده است . - الكامل : ج 11 ، ص 360 .