مسعود درآمدهاند ، دو راجه از هيبت مودود ترك آن عزيمت كرده به جانب ولايت خود مراجعت نمودند و يكى از آنها ، كه نامش رومال « 1 » هرنامه بود ، پاراى توقّف نموده در مقام پرخاشجويى مىبود . امّا مسلمانان چون قوّت خود را بيش از آن مىدانستند ، از شهر بيرون آمده به دفع او پرداختند . راجه طاقت مقاومت نياورده روى به هزيمت نهاد و سپاه اسلام تعاقب او نموده خلقى بسيار از كفّار را به دار البوار فرستادند . و راجه به قلعهء مستحكمى كه داشت متحصّن گشت . اهل اسلام محاصرهء آن قلعه نموده كار بر وى تنگ ساختند ؛ چه ، آن قلعه محقّر بود و سپاه راجه ، كه با او در آن قلعه درآمده بودند ، پنج هزار سوار و هفتاد هزار پياده بودند .
القصّه ، چون كار ايشان به هلاكت رسيد مردم در ميان انداخته از سپاه اسلام امان خواستند و اهل اسلام اجابت نمىكردند ، الّا به شرط آنكه جميع قلاع را به تصرّف ايشان گذارد .
آخر الأمر ، چون چاره غير از اطاعت و تسليم قلاع نديدند ، قبول آن معنى نموده به جان از دست اهل اسلام امان خواستند ، امّا اموال و اسباب آن قلعه و قلاع ديگر را بتمامه مسلمانان متصرّف شدند و پنج هزار نفر از اهل اسلام ، كه در قلاع راجه رومال هرنامه دربند بودند ، همه خلاص يافته داخل عساكر منصور اهل اسلام شدند .
چون سپاه اسلام خاطر از ممرّ راجه رومال هرنامه ، كه به شوكت و عظمت از تمامى ملوك هند امتياز داشت ، فارغ ساختند متوجّه راجهء ديگر كه نامش « باب تالوى » بود « 2 » گشتند . آن راجه نيز چون خبر از توجّه عساكر گردون مآثر اهل اسلام يافت استعداد و آراستگى لشكر خود نموده به عزم محاربه با اهل اسلام پيش آمد . بعد از تلاقى فريقين ، نايرهء قتال و جدال اشتعال يافت . باوجود آنكه لشكر اسلام در جنب سپاه كفر به عشرى از معشار ايشان نمىرسيدند ، امّا به مقتضاى
وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا
« 3 » به تأييد الهى ، رايات ظفر آيات اهل نجات آنچنان غالب آمدند كه راجهء مذكور در معركه به جهنّم و اصل گرديد و پنج هزار نفر از سپاه او در معركه با راجهء خود اتّفاق نموده به دار البوار رسيدند و غنايم و اسير بسيار بهدست اهل اسلام آمد . و چون ساير ملوك هند بر اين حال اطلاع يافتند همه در مقام اطاعت و انقياد آمده باج و خراج را قبول نموده خود را از نهب تيغ اهل اسلام خلاص يافتند .
و از جمله وقايع اين سال آنكه جمعى كثير از تركمانان غزّ نواحى بست زابلستان را تاخت و تاراج نموده بسيار خرابى در آن ديار به ظهور رسانيدند . و ابو الفتح مودود بن مسعود بر اين
هامش
( 1 ) . نام اين راجه در سطور بعد به صورت « رومال هرنامه » آمده ، ولى اينجا به صورت « دوپال هرنامه » ضبط شده ، به قياس ضبط مكرّر ، نام وى به صورت « رومال » تصحيح شد .
( 2 ) . م : كذا فى المتن ، بدون نقطهگذارى ؛ ق : باب بالرى ؛ ش : باب مالوى .
( 3 ) . و خداى براى كافران ، راهى براى [ پيروزى به ] مؤمنان ؛ قرار نداده است ؛ ( نساء ، 141 ) .