تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 1715

مساهمون:

ص١٧١٥
بن على مرورودى كه در ايّام سلطنت امير شهيد احمد بن اسماعيل دو نوبت سيستان را فتح كرده بود چشم آن مىداشت كه امير سعيد ايالت را به او تفويض نمايد . اتّفاقا ، امير سعيد بنابر مصلحت خود ايالت آن ولايت را به سيمجور دواتى داد . از اين جهت حسن بن على مرورودى از امير سعيد رنجيده بگريخت و بنياد افساد كرد و منصور بن اسحاق بر تمرّد و عصيان باعث گشت و فرمود تا منصور در نيشابور خطبه به اسم خود خواند . امير سعيد بعد از اطلاع بر اين معنى حمويه را به دفع اين فتنه نامزد فرمود . چون حمويه به حوالى نيشابور رسيد منصور بن اسحاق گويا از ترس بمرد و حسن بن مرورودى از نيشابور گريخته به هرات رفت . محمّد بن جنيد ، شحنهء بخارا ، نيز به سبب توهّمى كه از امير نصر داشت به حسن بن على مرورودى پيوست . حسن مرورودى برادر خود ، منصور ، را در هرات گذاشته بار ديگر به نيشابور رفت . چون احمد بن نصر بر اين قضيّه اطلاع يافت احمد بن سهل را كه از امراى بزرگ سامانيان و از نسل يزدجرد بن شهريار « 1 » بود و امير اسماعيل سامانى در امور ملكى از صوابديد او در نگذشتى وعده‌ها داده به خراسان فرستاد . احمد بن سهل بعد از جدّ و جهد تمام حسن مرورودى را و محمّد بن جنيد را گرفته به بخارا نزد امير سعيد نصر فرستاد . امير نصر ، محمّد بن جنيد را به خوارزم روان كرد و خدمتش مىكرد تا در آن ديار وفات يافت . و حسن مرورودى را به زندان بازداشتند . چون امير نصر به وعده‌هايى كه به احمد بن سهل كرده بود وفا نكرد ، احمد بن سهل از وى رنجيده نزد خليفه المقتدر باللّه كس فرستاده التماس حكومت خراسان نمود . خليفه ملتمس او را مبذول داشته و در اوايل سال دويست و نود و ششم از رحلت ، منشور حكومت خراسان جهت او فرستاد . و چون كار احمد بن سهل در نيشابور رونقى گرفت و قوّت تمام پيدا كرد متوجّه جرجان شد و با فرانكين ، حاكم جرجان ، جنگ كرده او را از آن ولايت بيرون كرده و از آنجا به مرو آمده سورى « 2 » در غايت استحكام بنا نهاد . بنابراين ، در اين سال امير سعيد نصر بن احمد ، حمويه را به جنگ او فرستاد . حمويه بعد از محاربات بسيار احمد بن سهل را دستگير كرده به بخارا فرستاد . مآل كار او به آنجا رسيد كه در زندان امير سعيد وفات يافت . مقارن اين حال ليلى بن نعمان « 3 » كه از امراى اطروش بود از قبل قسم بن حسن داعى والى طبرستان به جرجان آمد . فرزندان اطروش علوى در القاب او چنين مىنوشتند كه : « المؤيد
هامش
( 1 ) . وى احمد بن سهل بن هاشم بن وليد بن جبلة بن كامكار بن يزدگرد ، آخرين پادشاه ساسانيان بود . احمد بن سهل قبلا جانشين عمرو بن ليث در مرو بود . ( 2 ) . سور : بارو ، حصار . - و . ( 3 ) . اشپولر وى را به عنوان « فرماندار زيدى در گرگان » معرفى مىكند ؛ - تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ، ص 151 .