ذكر وقايع سال دويست و چهارم از رحلت خير البشر
و در سال دويست و چهارم از رحلت خير البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، در روز دوشنبه ، پنجم شهر ربيع الآخر ، در حدود آذربايجان ميانهء حميد « 1 » كه از عظام امراى مأمون بود و بابك خرّمى جنگى عظيم واقع شد و حميد به قتل رسيد و كار بابك قوّت گرفت .
بنابراين ، مأمون ، اسحاق بن ابراهيم و يحيى بن اكثم را نزد عبد اللّه بن طاهر فرستاد و او را مخيّر ساخت ميان امارت خراسان و آذربايجان و ارمنيه با محاربهء بابك خرّمى . عبد اللّه امارت خراسان اختيار نمود « 2 » ؛ چرا كه ، آن ولايت احتياج به ضبط و ربط بيشتر داشت و شور و فتنه در آن ديار بيش از آذربايجان بود .
و در اين سال برادر مأمون ، ابو اسحاق ، به مصر رفته و عبد السّلام و ابن جليس را به دست آورده به قتل رسانيد . و در همين سال ، در جانب اصفهان و قم شخصى خروج كرد كه او را « بلال ضيايى » گفتندى « 3 » . مأمون بعد از اطلاع بر حال آن شخص پسر خود ، عباس ، را با جمعى
هامش
( 1 ) . طبرى و ابن أثير اين سردار را محمّد بن حميد طوسى ضبط كردهاند . اعزام محمّد بن حميد طوسى به جنگ بابك ، پس از شكست مفتضحانهء علىّ بن محمّد بن ابو خالد ( سال 205 ه ) و علىّ بن صدقه معروف به « زريق » ( سال 209 ه ) اتفاق افتاد . ابن حميد به تصريح اكثر مورّخين مردى بخشنده و بزرگوار بود كه پس از مرگ ، ممدوح اكثر شعراى عرب شد .
( 2 ) . ابن طيفور در كتاب بغداد ضمن شرح وقايع سال دويست و چهارده هجرى مىنويسد : « چون محمّد بن حميد كشته شد ، مأمون ، عبد اللّه بن طاهر را ولايت خراسان داد و او را مأمور جنگ بابك كرد . و او در دينور ماند و سپاه فرستاد .
سپس مأمون ، علىّ بن هشام را به جنگ بابك فرستاد ؛ - ابن قتيبه ، المعارف ذيل « وقايع سال 314 » .
( 3 ) . در تاريخ طبرى ( ج 13 ، ص 5742 ) به صورت « بلال ضبابى جانفروش » ، در الكامل ( ج 11 ، ص 43 ) به صورت « بلال غسّانى شارى » ضبط شده است . « شارى » برگرفته از آيهء« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ »به معنى خريدار نفس آمده است و به خوارج كه جان خود را در راه عقيده فدا مىكنند ، اطلاق مىشد .