آمده متوجّهء حيره گشت . عبد اللّه بن عمر از اين خبر ملول و متحيّر شده حاصل بيت المال را بر لشكر قسمت نمود تا آن مقدار سپاه كه خاطر او اطمينان يافت به هم آورده متوجّه كوفيان شد .
چون هر دو لشكر نزديك به يكديگر رسيدند عبد اللّه بن عمر فرمود تا منادى كردند كه هر كس سرى از مخالفان بياورد هزار درم بستاند . پس حرب درگرفت و لشكريان عبد اللّه عمر سر بسيارى آوردند و او به وعدهء خود وفا نمود .
القصّه ؛ بعد از كارزار بسيار عبد اللّه بن معاويه روى به گريز نهاده به كوفه رفت و شيعيان پيش او مجتمع گشته با او متوجّه مداين شدند و از مداين به حلوان رفته او را و قهستان همدان ، رى ، و اصفهان را در تحت تصرّف خود درآورده در آن ولايت مستقل گشت . و بعد از اين تفصيل احوال او خواهد آمد إن شاء اللّه تعالى .
و در اين سال از مشاهير فضلا و تابعين مالك بن دينار ، عاصم بن ابى النجور ازدى ، و يحيى بن عمير عدوانى نحوى به عالم آخرت شتافتند .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 1232
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص١٢٣٢