و در تاريخ غياثى مسطور است كه : از يكى از سلف منقول است كه مىگفت همسايهاى داشتم نصرانى . وفات كرد و جمعى از نصارى جمع شدند تا او را به طريق نصارى تجهيز و تكفين كنند و دفن نمايند ، كه در اين اثنا آن مرد راست بنشست و گفت : مسلمانان را پيش من طلبيد . نصارى چون اين حال را مشاهده كردند از وى دور شدند و ما جمعى از اهل اسلام پيش او رفتيم . همينكه ما را ديد گفت : اشهد ان لا إله الّا اللّه و اشهد انّ محمّد رسول اللّه . بعد از آن در ساعت بمرد و ما او را غسل داده بر وى نماز گزارديم و او را در مقابر مسلمانان دفن كرديم .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 1139
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص١١٣٩