او بيرون مىآمد و در بينى او رفته و از دهنش بيرون مىآمد ، چنانچه حاضران از مشاهدهء اين حال تعجبها نمودند .
در كامل التواريخ مسطور است كه يكى از حجّاب ابن زياد مىگفت كه من با ابن زياد در روز قتل حسين بن على به قصر وى درآمدم ؛ ديدم كه از روى او آتش افروخته شد و او به آستين روى خود را مىماليد و اضطراب بسيار مىكرد تا آن حالت از او رفع شد . پس به من گفت :
زنهار اين حكايت را به كسى اظهار نكنى .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 953
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص٩٥٣