چون مثنى به بصره آمد و از براى مختار دعوت كرد جماعتى از خويشان و اقربا و غير آن با او بيعت كردند و مثنى با آن لشكر از بصره بيرون آمد و مدينة الرزق « 1 » را معسكر ساخت .
چون قباع « 2 » امير بصره از اين معنى خبردار شد عباد بن حصين و قيس بن هيثم را به جنگ مثنّى فرستاد . اما مردم همراهى حصين و قيس نكردند و ايشان با اندك جماعتى موضع سنجه را لشكرگاه خود ساخته چند روز انتظار جمعيت كشيدند . آخر الامر از مردم مأيوس شد . عباد با جماعتى قليل متوجّه مدينة الرزق شد و قيس بن هيثم در همان موضع قرار گرفت .
القصّه ؛ چون عباد به مدينة الرزق رسيد سى كس را از اصحاب خود بر خندق آن شهر سوار كرد و گفت : هرگاه شما آواز تكبير من بشنويد بايد كه شما نيز تكبيرگويان متوجه شهر گرديد .
و عباد خود بازگشته پيش قيس آمد و به اتّفاق او از جانب ديگر شهر به مدينة الرزق درآمده اللّه اكبر گفتند . چون آواز تكبير ايشان به گوش آن سى كس رسيد ايشان نيز تكبيرگويان متوجّه شهر گرديدند . مثنّى از اين حال مضطرب گشته خود را از شهر بيرون انداخته به جانب قبيلهء عبد القيس رفت ، و قباع لشكر آراسته به آن جانب فرستاد .
چون لشكر قباع متوجّه قبيلهء عبد القيس شد زياد بن عمرو عتكى پيش قباع آمد و گفت : اى امير اگر لشكر خود را از برادران ما بازگردانى فبها و الّا به اتّفاق ايشان جنگ مىكنيم . پس قباع ، احنف بن قيس و عمرو بن عبد الرحمن مخزومى را فرستاد تا ايشان را بازگرداند به شرط آنكه مثنّى را با اصحابش از ميان خود بيرون كنند .
چون احنف به قبيلهء عبد القيس رسيد ايشان مثنّى را با متابعانش از ميان خود بيرون كرده به جانب كوفه فرستادند تا به مختار پيوست .
* * *
[ حبس كردن ابن زبير محمد حنفيه را ]
و از جمله وقايع اين سال حبس كردن ابن زبير ، محمّد حنفيه را است . تفصيل اين مجمل بر اين منوال در كتب معتبره ايراد نمودهاند كه چون مهم مختار در كوفه تمشيت يافت عبد اللّه بن زبير ، محمد حنفيّه را تكليف بيعت نمود . غرض عبد اللّه زبير از اين تكليف آن بود كه : چون مختار خبر شود كه امام و مقتداى او با ما مبايعت كرده ناچار او را نيز متابعت من بايد كرد و الّا او را از محمّد حنفيه هيچ وهم و خوف نبود ؛ چه او مىدانست كه محمّد حنفيه به طاعت و عبادت مشغول است و داعيهء حكومت و رياست ندارد .
القصّه ؛ چون ابن زبير محمّد حنفيه را تكليف بيعت نمود محمّد ابا و امتناع نمود . ابن زبير
هامش
( 1 ) . اين محلّ يكى از پادگانهاى ايرانيان در منطقهء بصره بود .
( 2 ) . قباع : لقب حارث بن ابى ربيعه ، حاكم بصره .