آن حضرت ، بلكه جميع اصحاب آن سرور بر اين مطلّع و شاهدند ؟
و نيز تو نمىدانى كه هرگاه معاويه و پسرش يزيد مروان را والى ولايتى مىكردند در محافل و منابر زبان به سبّ ولىّ خدا امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب و اهل بيت او كه اهل بيت رسولاند مىگشاد و چون او را عزل مىكردند ترك آن شيوه مىكرد ؟ « 1 »
و نمىدانى كه مروان و اولاد او را بنو الزرقا مىگويند ؟ و اين زرقا زنى بود قوّاده و مشهور و معروف به صاحب الرايات ، كه هرگاه در خانهء او فاحشهاى آمدى زرقا علمى در هوا كردى تا هركه را ميل زنا باشد به منزل وى شتابد . « 2 » چون پدر حكم كه ابو العاص بن اميّه است او را به نكاح خود درآورد حكم از او متولد شد .
غرض از اين سخنان آنكه عجب از عقل و كياست تو اى حصين كه ما را به بيعت اينچنين خاندانى دعوت مىكنى ! و من تو را به بيعت اهل بيت نبوّت كه حقّ سبحانه و تعالى دوستى و مودّت ايشان بر ما واجب گردانيده و ايشان را از جميع عيوب ظاهرا و باطنا مبرّا و معرّا ساخته دعوت مىنمايم .
القصّه ؛ بعد از مكالمهء بسيار قرار به كارزار گرفت و در ميان دو طايفه جنگ درگرفت .
آن روز تمام نايرهء قتال و جدال اشتعال داشت و ظفر از جانب سليمان بود ، امّا چون صباح روز ديگر شد ابن زياد شرحبيل بن ذى الكلاع را با هشت هزار كس به مدد حصين فرستاد . و اين روز جمعه بود . از اوّل صبح جنگ درگرفت تا وقت نماز جمعه رسيد . پس هر دو [ 128 الف ] فريق دست از كارزار بازداشته به اداى نماز مشغول شدند . بعد از فراغ از صلوة باز شروع در جنگ شد . چون سليمان كثرت اهل شام مشاهده نمود پياده شد و جمعى كثير از سپاه عراق با او پياده شده داد مردى و مردانگى داده بسيارى از سپاه شام را به قتل رسانيدند . در اين اثنا پسر حصين بن نمير با جمعى پيادهء تيرانداز پيش آمده لشكر عراق را تيرباران كردند . ناگاه به تير يزيد بن حصين ، سليمان بن صرد به قتل رسيد .
بعد از آن مسيب بن نجبه رأيت برگرفته چندان حرب كرد كه او نيز كشته شد . بعد از آن رايت را عبد اللّه بن سعد در بغل گرفت و اين آيه كه
فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ
« 3 » يعنى : بعضى را اجل موعود فرارسيد و بعضى منتظرند مىخواند و در كارزار داد مردانگى مىداد . در اين اثنا صد سوار به لشكر عراق رسيده خبر دادند كه اينك سعد بن حذيفه با صد و هفتاد كس از مداين و مثنّى بن مخرمهء عبدى با سيصد كس از بصره به شما مىرسند .
هامش
( 1 ) . الكامل ، ج 6 ، ص 40 .
( 2 ) . از رسوم دورهء جاهليت بود كه هر يكى از زنان بدكار براى آشكار و علنى كردن كار خويش بر در خانه يا خيمه خود علمى برمىافراشت .
( 3 ) . احزاب ، 23 .