همصحبت شيخ فيضى و شيخ ابو الفضل ، پسران شيخ مذكور ، شد . در سال 981 ه . ق . به سفارش جلال خان قورچى و حكيم عين الملك به ملازمت اكبر شاه رسيد « 1 » و يكى از مراجع مهمّ دربار اكبرى در امر ترجمه و تأليف و انتخاب كتاب گرديد . بنا به تصريح خود وى در مجلّدات سهگانهء منتخب التواريخ ، يازده عنوان كتاب ترجمه يا تأليف كرده و يا در تأليف آنها همكارى مستقيم داشته است ، بدين ترتيب :
- ترجمهء اتهرين ، يكى از كتب مهم چهارگانهء هندوها به زبان فارسى .
- ترجمهء مهابهارات ، مسمّى به رزمنامه ، كه يكى از كتب معظم هندوهاست مشتمل بر قصص ، مواعظ ، اخلاق ، آداب ، اعتقادات و طرق عبادات هندوها .
- ترجمهء راماين كه در تصنيف بر مهابهارات سبقت دارد . وى اين كتاب را در عرض چهار سال ترجمه كرده و در سال 997 ه . ق . از ترجمهء آن فارغ شده است . « 2 »
- ترجمهء ده جزء از نسخهء معجم البلدان از عربى به فارسى ، كه در مدت يك ماه آن را انجام داد و به اكبر شاه تقديم كرد .
- تأليف كتاب الأحاديث ، متضمّن چهل حديث در بيان فضيلت غزا .
- تأليف نجات الرشيد در اخلاق و دفع آفات نفسانى .
- تأليف جامع رشيد ، مشتمل بر شجرهنامهء خلفاى بنى عباس و خلفاى مصريّه و نيز ترجمهء احوال انبياى اولو العزم .
- تأليف بحر الاسماء ، شامل افسانههاى هندى .
- تأليف تاريخ بداؤنى يا منتخب التواريخ ، متضمّن وقايع چهل سالهء دوران اكبر شاه .
- تصحيح و سادهنويسى كتاب تاريخ كشمير ، تأليف ملّا شاه محمد شاهآبادى .
- تصحيح دو مجلّد از مجلّدات سهگانهء كتاب حاضر .
بداؤنى شعر نيز مىگفت و « قادرى » تخلّص مىكرد ، حتى در مادّه تاريخسازى نيز دست داشت . متأسفانه با تمام مراتب علمى ، در امر مذهب تعصّب كوركورانهاى داشت و در اين راه اغلب راه ناصواب مىپيمود . نهتنها كار مؤلّف اصلى كتاب حاضر يعنى احمد تتوى را به دليل شيعه بودن وى ناصواب مىدانست ، حتّى علىرغم اينكه شاگرد شيخ مبارك ناگورى ، پدر شيخ ابو الفضل و شيخ فيضى ، بود ، به دليل تعصّب مذهبى از بدگويى و هتّاكى در مورد آن سه دانشمند شيعى نيز در نوشتههاى خود كوتاهى نكرده است . « 3 » شدّت تعصّب مذهبى وى بدان
هامش
( 1 ) . بداؤنى ، پيشين ، ج 2 ، ص 172 .
( 2 ) . پس از آن شخصى مسيحى به نام پانىپتى آن را به نظم درآورد ؛ - شبلى ، شعر العجم ، ج 3 ، ص 56 .
( 3 ) . مقدّمه نگارنده بر اكبرنامه ، چاپ سال 1372 ه . ش .