كيفيت تصنيف بدايع الازمان
تقسيم مندرجات بدايع الازمان - امعان نظر در متنهاى جامع التواريخ حسنى و تواريخ آل سلجوق ، مرا بر آن داشت تا چنين بينگارم كه تاريخ افضل مشتمل بر دو مقاله و يك « خاتمه ، يا يك « مقدمه » و يك « مطلب » و يك « خاتمه » باشد بدينقرار :
مقاله اولى يا مقدمه : خلاصهاى از تاريخ اسلاف سلاجقه و امراى سلجوقى عراق و خراسان .
مقاله ثانى يا مطلب : وقايع تاريخى سلاجقهء كرمان ،
خاتمه : تاريخ حكمرانى ملك دينار و جانشينان او تا وقايع سال 606 .
متأسفانه مقدمه يا مقالهء اولى ازين تاريخ در دست ما نيست و تنها نسخهايكه سراغ داريم ، همانست كه هوتسما از روى آن تواريخ آل سلجوق محمد بن ابراهيم را چاپ كرده است و از چاپ و نشر مقدمهء آن خوددارى نموده . اين مطلب از چند سطرى كه در آغاز بدايع الازمان مستنسخ از جامع التواريخ حسنى هويداست و در تاريخ چاپى محمد بن ابراهيم نيست ، تأئيد مىشود . يعنى محقق است كه عبارات اين مطالب جزء لا ينفك مطالبى است كه هوتسما در تاريخ منطبعه آورده است و اختلافى در سبك انشاء و تسلسل مطالب آن نيست . بعلاوه در تاريخ چاپ شده چنين آمده است : « . . . و چون فارس او را مسلم شد برادر كهترش الب ارسلان محمد كه بعد از عمش طغرل بيك پادشاه ايران بود ، در لب جيحون بر دست يوسف برزمى چنانچه در مقالهء اولى ذكر شد ، مقتول گرديد . » و چنان كه در متن و حاشيهء بدايع الازمان ذكر شده است در اينجا مطالب ابن - شهاب و محمد بن ابراهيم بمناسبت ، اختلافى جزئى دارد ولى بهر صورت در جامع التواريخ نيز با اختلاف عبارت اين مطلب چنين آمده است : « . . . چون مملكت فارس برو مسلم شد و چنان روى نمود كه قصهء سلطان الب ارسلان محمد كه او را در لب آب قصه افتاد ، و خواجه نظام الملك بحسن تدبير ، سلطان ملك شاه را بر تخت بنشاند و دامادى كه شرح آن گذشت سرانجام نمود . . . »
و باز محمد بن ابراهيم چنين دارد : « و چون بهار درآمد ، ملك دينار بدر بردسير آمد و چنانچه در خاتمه مشروح محرر مىگردد . . »