حكايت بهرام گور كه درين مجموعه بعد از داستان مذكور آمده « 1 » همان داستان بهرام و وزير او راست روشن و چوپانست كه در سياستنامهء خواجه نظام الملك « 2 » مىبينيم و حتى در عبارات چندان تغييرى راه داده نشد مگر از طريق حذف و تلخيص و اين تشابه دو متن حدس مرا كه پيش ازين دربارهء كهن بودن داستانهاى اين مجموعه زدهام تأييد مىكند .
« حكايت زن زرگر با فقيه و والى و شحنه و قاضى و محتسب و در صندوق كردن زن زرگر ايشان را » در اين مجموعه « 3 » هم ازين قبيل داستانهاى كهنه است كه با تغييراتى دوباره تحرير شد ، و نيز بر اين منوالست « حكايت جولاه و درودگر و حيلت درودگر با جولاه و حيلت جولاه با ملك عمان و سرگذشت ايشان » « 4 » و « حكايت زن بنا و وزيران پادشاه كرمان و بم كه چه كردهاند با آن زن بنا و ادب كردن زن بنا وزيران را » « 5 » .
از همين مجموعه حكايت شاهزادهء ايران و جوهر « 6 » را كه يك داستان عشقى همراه با بعضى ماجراهاى ديگرست كه پيش ازين معرفى كرده و گفتهام كه آثار قدمت از آن آشكارست .
داستان شاهنشاه و فخر النساء دختر شاه يمن در اين مجموعه با عنوانى ديگر آمده است يعنى « حكايت كل باغبان كه بر دختر پادشاه يمن عاشق شده بود و در سفر او را يافت » « 7 » . اين قصه كاملا عشقى است با تحريرى نسبة جديد ، گويا
هامش
( 1 ) - ايضا ص 42 - 47 .
( 2 ) - سياستنامهء خواجه نظام الملك ، تهران 1320 چاپ مرحوم عباس اقبال آشتيانى ، ص 23 - 34 .
( 3 ) - ص 48 - 59 .
( 4 ) - ايضا ص 60 - 74 .
( 5 ) - ايضا ص 75 - 114 .
( 6 ) - ايضا ص 115 - 159 .
( 7 ) - ايضا ص 160 - 186 .