*
زاهد گفتا كه نيست مقبول دعا * ز آن دست كه آلود بجام صهبا
رندى مىگفت تا بود جام بدست * ديگر بدعا كسى چه خواهد ز خدا
*
در اهل جهان بود قناعت كمتر * مادرزادست حرص در طبع بشر
بنگر كه خورد طفل ز يك پستان شير * در دست بگيرد سر پستان دگر
117 - بيدل عظيمآبادى « 1 »
ميرزا عبد القادر پسر ميرزا عبد الخالق عظيمآبادى هندوستانى متخلص
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به :
* تذكرهء نصرآبادى ، تهران 1317 ص 451 .
* سرو آزاد ، لاهور 1913 ، ص 148 - 154 .
* ايضاح المكنون ، ج 1 ، ستون 494 .
* صحف ابراهيم ، خطى .
* نتايج الافكار ، ص 112 - 118 .
* رياض الشعراء خطى .
* خلاصة الافكار ، خطى .
* بهارستان سخن ، ص 631 - 650 .
* فهرست كتابخانهء مدرسهء عالى سپهسالار ، ج 2 ، ص 571 - 572 .
* فهرست نسخههاى خطى فارسى كتابخانهء ملى پاريس ، ج 3 ، ص 407 .
* فهرست نسخههاى خطى كتابخانهء موزهء بريتانيا ، ج 2 ، ص 706 - 707 .
* ضميمهء فهرست ريو ، ص 212 .
* مرآة الخيال شير على خان لودى و سفينهء خوشگو و جز آنها . . .