درستى تاريخ نخستين يعنى 1021 را ثابت مىكند . او را در محلهء تاجپورهء احمدآباد به خاك سپردند . گورش برجاست و گنبدى بر آن ساختهاند .
تقى الدين اوحدى گويد : « مير فايض كه داماد و پسرخواندهء اوست ، در تاريخ وفات وى يافته :
خسرو نظم نظيرى كه خرد * گر نظيرش كند انديشه خطاست
گرم هنگامه ازو بود كلام * شد دل افسرده چو از جا برخاست
بود ملك نكت آراسته زو * چون مدارى كه ز مركز آراست
تا ازو بزم سخن خالى ماند * نغمهء نظم همه وااسفاست
بىسخن تا ابد ار چه بسخن * مركز هستى او پابرجاست
چون شد از مركز هستى بيرون * در مدارى كه فنا عين بقاست
چرخ سرگشته بتاريخش گفت * « مركز دايرهء بزم كجاست »
( - 1021 )
اين مير فايض نظيرى يكى از سه دختر نظيرى را بزنى داشت و يكى از اوصياى سهگانهء آن استاد بود و خود دو سال پس از نظيرى بسال 1023 درگذشت .
از ماده تاريخهاى ديگر هم كه دربارهء سال مرگ نظيرى سرودهاند [ مانند « ز دنيا رفت حسان العجم آه » كه در مخزن الغرائب آمده و « علم بكوى ابد زد پيمبر شعرا » كه فخر الزمانى در ميخانه نقل كرده ] همين سنهء 1021 بدست مىآيد .
نظيرى به علت اشتغال به پيشهء بازرگانى و بهرهمندى از بخششهاى كلانى كه در برابر قصيدههاى او مىشد ، زندگى را با تعيّن مىگذرانيد و در شمار خواجگان بود . به همين سبب ملا عبد الباقى نهاوندى او را در مآثر رحيمى در رديف امرا جاى داده است . پيشى داشتن وى بر شاعران بزرگ ديگرى كه از ايران بهند آمده و ستايش خانخانان و جلال الدين اكبر كردهاند نيز در احراز اين مرتبهء ظاهرى بىاثر نبود .
نظيرى بر مذهب دوازدهامامى و در عقيدت خود استوار بود و كسانى