بسيار پرچاشنى واقع شده . . . و در صغر سن كتاب جام جمشيد گفته . اين چند بيت از آن كتابست :
دهانش را صفت چون حد من نيست * چه گويم چون در آن جاى سخن نيست
بسان آب حيوان ناپديدار * نگشته خضر از وى هم خبردار
بود مويى بر اندامش كمرنام * چه گويم ، مو كجا بودش بر اندام
به پا افگنده گيسوى سمنساى * بلى تاريك باشد شمع را پاى . . . »
تقى الدين هم به همين مثنوى عبدى پيش از عهدهدار شدن پيشهء استيفاء اشاره نموده است و بعد از آن چنان كه از كثرت اثرهاى عبدى دريافته مى - شود ، او جوانى را در راه سرودن شعر ، خاصه پرداختن مثنويها و جواب گفتن خمسه بپيرى رسانيد تا هم بتصريح تقى الدين كاشى در سال 988 ه در اردبيل مرد .
شمارهء شعرهاى او را محمد امين رازى دههزار بيت نوشته ليكن اگر مجموع اثرهايش را كه در دستست جمع كنيم ازين ميزان درمىگذرد .
تقى الدين گويد او بجز جام جمشيد سه ديوان ترتيب داد و دو خمسه سرود و مىدانيم كه « بوستان خيال » و بعضى اثرهاى ديگر اين مرد پركار را بايد بر آنچه او گفته است افزود .
بوستان خيال كه عبدى بيك بسال 961 سروده از اثرهاى مهم اوست و آن را شاعر بتقليد از بوستان سعدى و بر همان وزن و سياق بنام شاه تهماسب سروده است :
اگر سعدى از نام بو بكر سعد * خط شاهد نظم را كرد جعد
كنون عبدى از نام تهماسب شاه * سخن را زند بر فلك بارگاه
اين منظومه با ستايش خالق و پيامبر و صفت معراج آغاز شده و آنگاه ستايش پادشاه در آن آيين يافته و پس از آن گوينده ببيان « سبب نظم كتاب » پرداخته است . بوستان خيال در ده باب بدين شرح تنظيم شده : 1 ) در شرح حال پادشاهان ، 2 ) در شرح حال وزرا ، 3 ) در شرح حال مستوفيان و كتّاب ، 4 ) در شرح حال علما ، 5 ) در شرح غازيان ظفرفرجام و سپاهيان مريخانتقام