و نقل كننده را به دعاى خير ياد دارند . . . « 1 » .
اندك مدّتى پس از آن رفيع الدين اسحاق بن محمّد همدانى كتاب سيرة رسول اللّه محمّد بن اسحاق را به فارسى ترجمه مىكند و هدف خويش را چنين باز مىگويد :
بعد از تمهيد اين مقدمات . . . از حسن اعتقاد به حكم زيارت و تبرك نسخهء سماع كه اين ضعيف داشت بر دست گرفت و در آن نظرى مىكرد و بر لفظ اشرف براند كه اين كتاب را ترجمهاى بايد تا مطالعت ما را بشايد . . . پس التزام نموديم خاصّ حضرت وى را كه از حوادث محروس باد و عام نفع مسلمانان را ، كتاب سيرت پيغمبر - عليه الصلاة و السّلام - ترجمه ساختن و از لفظ تازى با زبان پارسى آوردن « 2 » .
دانشيان علاوه بر ترجمهء قرآن ، عنايتى بسزا به ترجمهء احاديث نيز مبذول داشتهاند كه از آن جمله مىتوان از ترجمهء شهاب الاخبار تأليف قاضى قضاعى نام برد . گويا اين كتاب پيش از سال 567 ق . به فارسى برگردانده شده است « 3 » .
حملهء مغول ، تصرّف ايران و شكلگيرى حكومت مغولان سبب شد كه كشور ما عملا براى مدّتى طولانى از سرزمينهاى عربى زبان جدا شود و ارتباطى را كه از نخستين سدههاى اسلامى به بعد با آنها داشت از دست بدهد . اين گسيختگى سبب شد كه بازار تأليف و تصنيف به زبان عربى كم رونق شود و تدوين كتاب به زبان فارسى رواج بيشترى يابد .
در اواخر قرن هفتم و اوايل قرن هشتم هجرى ، سنّت ديرينه ترجمه از عربى همچنان دنبال شد . ابو سعيد حسن بن حسين شيعى سبزوارى مؤلّف كتاب راحة الارواح و مؤنس الاشباح ، كتابهايى را نيز به فارسى ترجمه كرده از آن جمله : ترجمهء كشف الغمّة ، بهجة المباهج ( ترجمه و تلخيص مباهج المهج فى مناهج الحجج ) قطب الدين كيدرى و مصابيح القلوب ( ترجمه 53
هامش
( 1 ) ابو سعيد خرگوشى ، شرف النبى ، ترجمهء نجم الدين محمود راوندى ، به كوشش محمّد روشن . تهران : بابك ، 1361 . ص 2 .
( 2 ) ابن هشام ، سيرت رسول اللّه ، ترجمه و انشاى رفيع الدين اسحاق بن محمّد همدانى قاضى ابرقوه ، به كوشش اصغر مهدوى . تهران : بنياد فرهنگ ايران ، 1360 . صص 7 - 6 .
( 3 ) اين كتاب محتوى كلمات قصار پيامبر اكرم ( ص ) است و در ميان خاصّه و عامّه معروفيّت دارد . گروهى از علما به ترجمه و شرح آن پرداختهاند كه از آن جمله سه ترجمهايست كه توسّط مرحوم محدّث ارموى و آقايان دانش پژوه و محمّد شيروانى به طور جداگانه چاپ شده است .