اين دلبرى و شَنگى بىموجبى نباشد * و اين سركشى و شوخى باز از كجاست گويى
رويى بدين ملاحت قدّى بدين ظرافت * امروز در زمانه آيا كراست گويى
بيمار عشق جانان درمان نمىپذيرد * يكدم جمال محبوب او را دواست گويى
با بيدلان تلطُّف عيبى نباشد اى جان * با عاشقان ترحّم بَهْرِ خداست گويى
هر شام در مشامم آيد نسيم زلفش * همراز و همدم او باد صباست گويى
فخر بناكتى را ارزان چرا فروشى * اى خواجه رايگان بين خصم آشناست گويى
وفات فخر بناكتى در سال 731 اتفاق افتاده است « 1 » .
برادر اين فخر بناكتى « سيد نظام الدّين على بناكتى » از مشايخ متصوفه و مورد اعتقاد غازان خان بود و غازان خان در سال 699 كه بعزم جنگ با مصريان از فرات عبور مىكرد به خدمت سيّد نظام الدين در تبريز فرستاد « و استمداد همّت طلبيد ، و سيّد نظام الدين على در بيست و يكم ماه رجب » سال مذكور درگذشت « 2 » . فخر بناكتى از برادر خود ابياتى دنبال مطلب فوق نقل كرده و ماده تاريخى را نيز كه در تاريخ وفات او ساخته بود آورده .
اثر مهم و معروف فخر بناكتى كتاب مشهورش « روضة اولى الالباب فى معرفة التواريخ و الانساب » است كه به « تاريخ بناكتى » شهرت دارد . حاج خليفه نام اين كتاب را « روضة اولى الالباب فى تواريخ الاكابر و الانساب » « 3 » آورده و گفته است كه « الّفه بالتماس السلطان ابى سعيد بهادر خان فى احوال ملوك خطا و فى اوصافهم » ولى موضوع كتاب چنان كه از تصفّح آن دريافته مىشود تاريخ عمومى عالم است از خلقت آدم تا جلوس سلطان ابو سعيد خان و مؤلف دنبالهء وقايع را تا سال 717 هجرى كه آغاز دورهء سلطنت ابو سعيد است كشانيده و آن را چنان كه خود در آغاز كتاب گفته از جامع التواريخ رشيد الدين فضل اللّه وزير تلخيص كرده و بايجاز باز نموده است . گفتار حاج خليفه درينكه
هامش
( 1 ) - كشف الظنون چاپ استانبول ، ستون 925
( 2 ) - تاريخ بناكتى ص 462
( 3 ) - كشف الظنون ستون 925