شمس الدين التتمش ( م 633 ه . ) و وزير دانشمندش نظام الدين ابو سعيد محمّد الجنيدى بزرگ خاندان جنيدى پيوست و بدستور آن وزير خردمند مأمور ترجمهء احياء العلوم به فارسى شد و آن را با قلمى شيوا بپارسى نقل كرد و خود هم در پارهيى موارد مطالب و فوايد و نكاتى براى شرح و توضيح سخنان غزّالى برآن افزود و آن را به صورتى درآورد كه بتواند مورد قبول پيروان دو مذهب حنفى و شافعى باشد و نيز چنان كه گفته « از تكلّف عبارت و تنوّق استعارت و طلب مقارنه و تسجيع و كوشيدن در تجنيس و ترصيع احتراز » نمود « مگر آنكه چيزى بىارتكاب تكلّف و اقتحام تعسّف بر قلم رفته باشد » « 1 » و كوشيد « كه بيشتر الفاظ پارسى باشد مگر جايى كه يافته نشده است و اگر يافته شده است مصطلح و متعارف نبوده است و اگر بوده است سلاست و عذوبت لفظ تازى نداشته است و از گرانيى و استكراهى خالى نبوده . . . و اگر داشته است در موازنهء آن لفظى بوده است كه موقع لفظ تازى در آن خوبتر از پارسى مىبود . » « 2 »
11 - نجم الدين رازى « 3 »
نجم الدين ابو بكر عبد اللّه بن محمد بن شاهاور الاسدى الرّازى معروف به « دايه »
هامش
( 1 ) - ترجمهء احياء علوم الدين ص 17
( 2 ) - ايضا ص 18
( 3 ) - دربارهء او رجوع شود به :
* آتشكدهء آذر ص 216
* مفتاح السعادهء طاش كبرىزاده ج 1 ، ص 451
* نفحات الانس جامى چاپ تهران ، ص 435 -