- جمع كردن او شصت هفتاد هزار قشون از شال و مستنگ و قلات و . . . ، 362
- كوچ دادن خانوارها و احشام بلوچ از جاهايى كه دسترسى ممكن بود به قلعه قلات و پيله . ، 362
- جمع كردن غلات كجى و شال و مستنگ در قلعه قلات ، 362
- سنگر بستن او در شال . و دستاندازى به صوايف بريجى و ترينى و كاكرى و باميزيى . مدافعه كردن آن قبايل ، 363
- محاصره كردن او قلعه اسكل كوه را ، 363
- شمار نيروى او كه به يكصد هزار تن مىرسيد ، 365
- ايلغار او بر سر شورابك ، 368
- حمله او به قلعه مصطفى خان و هزيمت شدن او ، 368
- استقرار او در توب شهدا ، 368
- عقبنشينى او در قلعه قلات ، 369
- فرستادن او مادر خود و ملّا حيات و چند تن ديگر را به غرض امان خواستن نزد احمد شاه ، 381
- آمدن مادر او و چند نفر از سركردههاى معتبر بلوچيه با شمشير و كفن و قرآنهاى مجيد نزد احمد شاه ، 381
- آمدن نصير خان با چند نفر از سركردگان معتمد ايل خود به درگاه احمد شاه با عجز و انكسار و اعتذار و بيان دلايل ديگر ، 383
- دستور احمد شاه به آمدن او به درگاه با جمع قشون به قصد عزيمت به هندوستان ، 535
- شركت او در جنگ چنداله ، 541
- حاكم بلوچستان : احضار او و قشونهاى همراهى به حضور ، 569
نقد على خان ، 116 ، 121 ، 161 ، 215 ، 238
- برادر جعفر خان كرد ، 119
- نقد على خان و مير معصوم خان ، آوردن آنان ميرزا سيد محمد را به نزد امرا در دربار و . . . ، 122
- فرستاده شدن او و چند تن از سران كرد با سه هزار نفر به كمك شاهرخ در مشهد ، 166
- رفتن او به دستور برادر به يارى ابراهيم خان بغايرى ، 219
- مورد تفقد و نوازش احمد شاه قرار گرفتن او و خانوادهاش ، 228
- تقاضاى او از احمد شاه براى انتقام كشيدن از مير علم خان و قصاص راندن بر او امضا كردن احمد شاه اين تقاضا را ، 238
- روانه شدن او با فرمان احمد شاه به سوى سبزوار ، 238
- فرستادن او ولى خان شادلو و چند نفر اقوام خود را نزد ابراهيم خان بغايرى و پيغام دادن به او ، 238
- مغلول و ماسور و كور كردن يك چشم مير علم خان و بر مركب حمار سوار كردن و به خبوشان بردن او ، 239
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 698
مساهمون: محمود الحسينى بن ابراهيم جامى
ص٦٩٨