تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 694

مساهمون:

ص٦٩٤
- ماندن او و يوسف على خان جلاير نزد شاه سليمان و رفتن بقيه به ايران ، 125 - پى بردن او به حيلهء يوسف خان براى خلع شاه سليمان از حكومت و يادآورى كردن و بيرون رفتن او از دربار ، 125 - عدم اطمينان او به رفتن به دربار شاهرخ به سبب خلع او و نشاندن ميرزا سيد محمد به جاى او ، 126 - محاصره شدن او به وسيلهء اعراب در قلعهء سربيشه ، 127 - فرستادن برادرش معصوم خان نزد شاهرخ و عذرخواهى كردن ، 127 - ورود او به دربار احمد شاه و مورد نواخت قرار گرفتن او ، 134 - ترس او از شاهرخ به سبب گناه عزل او و در پى داشتن رقيب و دشمن سرسخت و درگاه احمد شاه آمدن او ، 135 - پشت كردن او به احمد شاه و دوباره روى آوردن او به شاهرخ شاه ، 147 - شرح عهد و پيمان او با رؤساى قبايل عرب ، 147 - يافتن منصب سردارى كل خراسان از احمد شاه و مأمور شدن جمعى از ملازمان بر درّانى به همراهى او ، 148 - تقاضاى او از احمد شاه براى منصب سردارى كل خراسان و تعهد او به جلب اطاعت سران ايران . ، 149 - پيوستن او به احمد شاه در هرات ، 149 - جدا شدن او از شاهرخ شاه به هنگام تفرقه و پراكندگى لشكر ، 149 - پيوستن او و قشونش به اكراد مشهد و بيرون كردن على نقى خان از مشهد ، 189 - مصدر مهمات دربار شاهرخ بودن او و جعفر خان كرد ، 189 - عدوات قلبى او با اسماعيل خان حاكم خواف كه به احمد شاه پيوسته بود ، 189 - حمله كردن او به خواف و اسماعيل خان - شكست خوردن او و به تون رفتنش ، 189 - به‌هم خوردن ميانهء او با جعفر خان كرد بعد از شكست خواف ، 189 - حمله او به قلعه رود براى انتقام از اسماعيل خان حاكم خواف ، 215 - فرار او از معركه خواف ، 215 - توقع او از جعفر خان كرد براى يارى و برنيامدن اين توقع مأيوس شدن او از جعفر خان و تدبير انتقام ، 215 - ورود او با چهار پنج هزار كس در حوالى ارض اقدس ( مشهد ) ، 216 - تقاضاى سورسات قشون از جعفر خان و برنيامدن اين تقاضا . محاصره كردن خانه جعفر خان كرد . فرار جعفر خان . ، 216 - نامه نوشتن او به يوسف على خان جلاير و ايجاد ارتباط مودت‌آميز با او ، 216 - دادن همشيرهء خود به يوسف على خان و گرفتن دختر شير غازى خان برادر يوسف على خان براى پسر خود . بدل شدن نفاق به وفاق ، 216 - صلح كردن با جعفر خان و بيرون رفتن او و يوسف على خان از شهر و درآمدن جعفر خان به شهر ، 217
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 694 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى