- تن در دادن او به صلح ، 204
- كينه گرفتن او از پادشاه و خان خانان ، 206
- حمله او به يارى مرهتهها به سورجملجات ، 206
- تدبير او در خلع پادشاه هند ، 207
- آمدن او فرداى روز فرار پادشاه به پاى قلعه پادشاهى و پيغام دادن به شاه كه بايد او را به منصب وزارت بگمارد ، 212
- ( غازى الدين خان وزير ) : فراموش كردن احسان احمد شاه و با دشمنان او متحد شدن ، 407
عناب خان تايمنى ، 503
عنايت حاكم هزاره ده كندى : تمرد او ، 515
عنايت خان بركى ، 366
- گشودن قلعهاى از قلاع بلوچيه با شركت چند تن ديگر از خوانين ، 368
عيسى ، 286
عيسى خان كرد شادلو ، 219
- فرار كردن او از شهر نيشابور از ترس مير علم خان خزيمه ، 221
غازى الدين خان ، 275 ، 281 ، 289 ، 321 ، 356
- نبيرهء نظام الملك : عدم اعتناى او به عالمگير و خودسرى كردنش استعانت او از كفار ، 277
- سوق دادن قشون به سوى سرهند ، 278
- گماشتن رفقاى خود براى بردن زوجه معين الملك و ضبط اموال و نقود و جواهر و فرش . . . او به لاهور ، 278
- صحيح نسب بودن او - تعلق وزارت هند به سلسلهء او ، 290
- تحريك او سكهه جيون را براى بازگرفتن لاهور ، 298
- گردآورى لشكر و آماده مقابله با احمد شاه و سپاه او ، 307
- مأمور شدن خان جان خان به تنبيه او ، 308
- معطل كردن سفير احمد شاه به تصّور توقف احمد شاه تا بازگشت او ، 309
- نوشتن نامه مخلصانه از سوى خود به شاه ولى خان وزير عظم احمد شاه و بناى مكر و احتيال گذاشتن ، 311
- عدم رضايت عالمگير از وى ، 311
- فرستادن او ملهار ، دراگهو و شمشير بهادر و انتاماى مرهته دكنى را بر سر راه احمد شاه ، 313
- اتحاد او با سران هندو از قبيل ملهار راگهو ، شمشير بهادر و . . . ، 316
- نامه نوشتن او به وزير و دم از محبت و مرافقت زدن او . ، 320
- راضى شدن او به ملاقات و فرستادن جمعى از معتمدان و محرمان خود براى ملاقات با شاه ولى خان ،
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 680
مساهمون: محمود الحسينى بن ابراهيم جامى
ص٦٨٠