بود ، و آشكارا دم از بهائيگرى مىزد . . . مىگويند روزى كامران ميرزا ، فرماندار تهران ، از او پرسيد تو ميرزا حسينعلى بهاء را چه مىدانى ؟ گفت چنان كه خود او گفته است او را خدا مىدانم . پرسيد همهء بابيان بهائى ، اين را مىگويند يا تو تنها ؟ پاسخ داد همه با من در اين سخن همراهند . در اين ميان فرمان داد چند نفر ديگر را از زندان ، نزدش آوردند و رو به روى ملا محمد رضا از آنها پرسيد كه ميرزا حسينعلى را چه مىدانند ؟ گفتند آفريدهء خدا و بندهء پروردگار . كامران ميرزا رو به ملا محمد رضا نمود و گفت مىبينى اينها چيز ديگر مىگويند . . . ملا گفت ، بهائىها دو دستهاند : بهائى پاى سماور و بهائى پاى قاپق « 1 » ، اينها بهائى پاى سماورند . وقتى كه سماور را آتش مىكنند و قورى چاى را دم مىكنند . . . و گرداگردش مىنشينند همين سخنانى را مىگويند كه من اينجا مىگويم . . . اما اكنون كه بيم مرگ و رفتن پاى قاپق هست او را بندهء كمترين خدا مىشمارند . . . » « 2 »
تبليغات بهائيان
بهائيان ، براى اشاعهء افكار خود نه تنها به تودهء مردم روى مىآورند بلكه در بين روحانيان و درباريان نيز ، هرگاه زمينهء مساعدى مىديدند به تبليغ آراء خود مشغول مىشدند ، چنان كه ابن ابهر يكى از مبلغين اين جماعت ، پس از تمهيد مقدمات ، تاج السلطنه دختر ناصر الدينشاه را با افكار بهائيان آشنا و مأنوس كرد و با وى مصاحبهاى كرد كه قسمتى از آن اين است : « 3 »
ابن ابهر - حضرت شاهزاده خانم اگر اجازه بدهيد مىخواهم چند مسأله از مسائل عقليه و اجتماعيه را از حضرت عليه عاليه سئوال كنم و جواب آن را بدون تمسك بهجايى از روى فطرت بدهيد .
تاج السلطنه - بفرمايند .
ابن ابهر - آيا انسان خوب است آزاد باشد يا مقيّد و محدود گردد ؟
تاج السلطنه - البته آزادى بهتر است .
ابن ابهر - آيا زن خوب است در پرده رود يا راحت و آزاد باشد ؟
تاج السلطنه - مستوره بودن ، موجب زحمت و اذيت است .
در سئوال و جوابهاى بعدى ، تاج السلطنه عقيدهء خود را در مورد آزاد بودن زن در انتخاب شوهر ، و لزوم استفاده از موسيقى و ساز و رقص و جز اينها اعلام مىكند . . . » « 2 »
هامش
( 1 ) . پاى قاپق يا ميدان اعدام كنونى ، محل كيفر بزهكاران بود .
( 2 ) . پيام پدر ، ص 44 .
( 3 ) . فلسفهء نيكو ، جلد دوم ، ص 40 بهبعد .