جمع آمد خلق بر وى آن زمان * جملگان لا هولگو ، دَرمانكنان
آن يكى كَف بر دلِ او مىبراند * وز گلاب ، آن ديگرى بر وى فشاند
آن يكى دستش همى ماليد و سَر * وان دِگَر كَهگل « 1 » همى آورد تر
و آن بخور و عود و شكر زد بهم * وان دگر از پوشِشَش مىكرد كَم
و آن دگر نبضَش ، كه تا چون مىجهد * وان دگر « بو » از دهانش مىسِتَد
تا كه مِى خورده است يا بَنگ و حشيش * خلق درماندند اندر بىهوشيش
. . . يك برادر ، داشت آن دّباغ زفت * كُربز « 2 » و دانا بيامد زود تفت « 3 »
گفت من رنجش همى دانم ز چيست * چون سبب دانى دوا كردن جلى « 4 » است
. . . هم از آن سرگِين سگ داروى اوست * كه بدان او را همى معتاد و خواست
جانورشناسى
غير از رشتهء طب ، كه مورد علاقهء عموم مردم است ، در بخشهاى ديگر فرهنگ بشرى از جمله در جانورشناسى و صيد نيز كتابهاى زيادى بهوسيله دانشمندان جهان اسلام به رشته تحرير درآمده است از جمله عجايب المخلوقات قزوينى ، اوصاف الحيوان و منافعها تأليف ابن بختيشوع و منافع الحيوان ابن الدريهم و حياة الحيوان دميرى ، همه متنهاى بزرگ جانورشناسى است .
زمينشناسى
دربارهء زمينشناسى كمتر اثرى به پاى آثار بيرونى مىرسد . وى طبيعت رسوبى حوضهء رود گنگ را كشف كرده و دربارهء آن چنين نوشته است :
يكى از اين دشتها ، در هندوستان است كه از جنوب به اقيانوس هند محدود است . . .
اگر خاك هندوستان را با چشم خود ملاحظه كرده و دربارهء ماهيت آن به تأمل پرداخته باشيد ، اگر سنگهاى گردى را در نظر بگيريد ، كه هر اندازه زمين را عميقتر بكنيد باز هم آنها را خواهيد يافت ، سنگهايى كه در نزديكى كوهها و آنجاها كه رودها جريان سريعتر دارند بزرگتر است و هرچه از اين كوهها دور تر شويد . . . كوچكتر مىشود ، و آنجا كه رودها به مصب دريا نزديك است اين سنگها خرد مىشود و به صورت دانههاى شن
هامش
( 1 ) . كاه و گل
( 2 ) . حيلهگر و دانا
( 3 ) . باعجله و شتاب
( 4 ) . معلوم و روشن