نام برد ، يكى از آثار عمدهء اصلاح دينى در ادبيات فرانسه اين بود كه متون مربوط به علوم الهى از زبان لاتينى به زبان فرانسه ترجمه شد .
در دوران فرمانروائى با ثبات و مرفّه خاندان بوربون ، پاريس مركز درخشان فرهنگ و تمدن مغربزمين شد .
قرن هفدهم ميلادى دورهء ادبيات كلاسيك فرانسه است ، كسانى چون كرنى ، راسين و مولير در رشته نمايشنامهنويسى - لافونتن و بوالو ، در شعر غنائى و طنزآميز - پاسكال ، مادام دوسوينيه ، بوسوئه ، و مادام دلافايت و چند تن ديگر در نثر ، متعلق به اين قرنند . فنلون و سن سيمون به اين قرن و قرن هيجدهم تعلق دارند .
نويسندگان قرن هفدهم ، از جهاتى با يكديگر تفاوت دارند ، اما جملگى در سبك روشن و منقّح و در توجّه خاص به ريزهكاريهاى رفتار آدمى ، مشتركند .
در قرن هيجدهم دورهء روشنفكرى فرارسيد ، يكى از مشخصات ادبيّات قرن هيجدهم اين است كه ناظر به احوال آدمى بهعنوان عضو يك جامعهء سياسى است ، و داراى جنبهاى فعّال و مبارز است ، اگرچه از جنبهء ادبى صرف ، از ادبيّات قرن قبل پائينتر است . - شعر در ادب اين عصر نقش فرعى دارد و نثر وسيلهيى براى تبليغ آراء و عقايد و نظريّات گوناگون اجتماعى است .
بعضى از سودمندترين و محكمترين آثار فلسفى و سياسى مغربزمين ، در طى اين دوره در فرانسه و ديگر كشورهاى غربى بوجود آمده است ، در اين زمينه بالاخص بايد از آثار ولتر ، ژان ژاك روسو و منتسكيو نام برد .
اصحاب دايرة المعارف ، به رهبرى ديدرو و دالامبر چنان كه قبلا اشاره كرديم در حيات فكرى فرانسه و كشورهاى ديگر تأثيرى عظيم داشتند .
آثار لوساژ ، پروود اگزيل و « برناردن دوسن پير » به زبان فرانسوى مقبوليّت بخشيدند ، و ولتر ، ماريوو ، و بومارشه با نمايشنامههاى خود ، صورتى تازه در « درام » پديد آوردند .
انقلاب فرانسه سبب شكوفائى سياسى و بيدارى ديگر كشورهاى اروپا و آسيا ، و ظهور خطيبانى چون ميرابو و دانتون شد .
قرن نوزدهم ميلادى : اين قرن را از لحاظ تاريخ تفكر و ادبيات فرانسه ميتوان به سه دوره تقسيم كرد :
1 - از 1800 تا 1850 كه دورهء رمانتيسم است ، از 1850 تا 1880 كه دورهء
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 312
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٣١٢