اين دو تصنيف را از شيدا مىآوريم تا خوانندگان تفاوت آن را با تصنيفهاى متداول عهد قاجاريه و با تصنيفهايى كه عارف بعدا ساخته و با ساختن آنها صلاى مردى و آزادى در جهان در داده ، بسنجند :
تصنيف ابو عطا :
الا ساقيا ، ز راه وفا ، * به شيداى خود جفا كم نما
كه سلطان ز لطف ترحم كند به حال گدا * ، ترحم كند به حال گدا
چو ارديبهشت جهان گشته باز ، * به بستان خرام تو اى دلنواز
كه شد جلوهات چمن را طراز ، * كه شد جلوهات چمن را طراز « 1 »
اى كه به پيش قامتت سرو چمن خجل شده * ( اى جانم ، اى بَبَم )
سرو چمن به پيش تو كوته و منفعل شده * ( اى جانم ، اى ببَم )
تا به كى از غمت گدازم ، * اى صنم سوزم و سازم
حبيبم ، طبيبم چكنم ، * چكنم ، ز عشقت چه سازم ؟
تصنيف افشارى :
دوش ، دوش ، دوش كه آن مهلقا ، * دلربا ، باوفا ، باصفا
از درم آمد و بنشست ، * برد دل و دينم از دست
آتش اندر دلم برزد ، * خدا برزد ، حبيب برزد
سوخت همه خرمنم ، * يكسره جان و تنم ،
كشتهء عشقت منم ، اى صنم * بد مكن ،
بيش از اين ظلم بيحد مكن * اى نگار من ،
گلعذار من !
تصنيفهاى عارف : اما با اذعان به فضل تقدم شيدا ، اين طرز تصنيفسازى را بايد به حق خاص عارف دانست .
عارف به تصنيف ، صورت شاعرانه داد و « خدمت بزرگى به موسيقى ايران - من حيث وزن و تصنيف - نمود ، يعنى تصنيف را از حال فلاكتى كه داشت بيرون آورد . براى تربيت
هامش
( 1 ) . در نسخهء ديگر ، تو اى سروناز ؛ به صد عز و ناز ، به بستان حرام كه شد چهرهات چمن را طراز .