« اصلاحات مذهبى » « 1 » و موج « آزادمنشى » « 2 » بود كه سرانجام به انقلاب فرانسه منجر شد .
پيدايش مطبوعات در سدهء گذشته ، سهم فراوانى در توسعه دموكراسى داشت . براى نشان دادن اهميت سياسى مطبوعات ، همين بس كه بر آن ركن چهارم آزادى و مشروطيّت نام نهادند . امروزه وسايل شنيدنى يعنى ( راديو ) و وسايل ديدنى ( تلويزيون ) و ( هفتهنامههاى مصوّر ) به همان اندازه مؤثرند كه مطبوعات و روزنامهها ، آنها نيز جزء ركن چهارمند .
عادت بر آن جارى شده است كه اين طرق نشر اخبار و افكار را كه حاصل شيوههاى فنى جديد است به نام « وسايل خبرى تودهگير » « 3 » بنامند . اينها سلاح سياسى بسيار مهمى را تشكيل مىدهند .
در حكومتهاى استبدادى ، معمولا وسايل خبرى تودهگير ، در انحصار دولت است ؛ اين وسايل ، تبليغات دولت را پخش مىكنند ، تبليغاتى كه با همكارى پليس پايهء اساسى قدرتاند . هدف اين تبليغات گرفتن بيعت يكپارچه شهروندان براى حكومت است . هدف تبليغات ، مبارزه براى طبقات و دستههاى اجتماعى تشكيل دهندهء ملّت نيست ، بلكه فقط به صورت ظاهر از وحدت ملّت دم مىزند . تبليغات ، سلاحى براى پيكار سياسى نيست يا دست كم ادعاى دولت اين است ( در واقع دولت معمولا در دست طبقه يا دستهيى اجتماعى است و از تبليغات براى درهم كوبيدن نفوذ ديگر دستهها و طبقات ، سود مىجويد . ) تبليغات وسيلهيى براى همگونگى يا شبه همگونگى اجتماعى است .
برعكس در حكومتهاى دموكراتيك ، وسايل خبرى در انحصار دولت درنيامدهاند :
حداقل ، قسمتى از آن به شكل مؤسسات خصوصى سرمايهدارى سازمان يافتهاند ، يعنى هزينههاى خود را از راه درآمدهاى خويش تأمين مىكنند . تعدد وسايل خبرى نيز همچون تعدد احزاب سياسى يكى از عناصر چندگانگى رژيم است . به هر تقدير ، تعدّد احزاب سياسى اگر همراه تعدّد وسايل خبرى نباشد ، امرى تخيّلى و صورى است . با اين وصف تعداد كشورهاى دموكراتيكى كه در آنها همچون ايالات متحده آمريكا ، دولت بر هيچ وسيله خبرى نظارت نكند ، كم است . تقريبا در همهجا تلويزيون و يا حداقل بخشى از آن ، به صورت خدمتى دولتى سازمان يافته است . . . اين امر در خصوص راديو كمتر و در باب سينما به ندرت صدق مىكند ، تنها مطبوعات خواندنى بهطور كامل از يد قدرت دولت خارج است ، هرچند كه در اينجا هم دولت از وسايل اعمال فشار برخوردار است .
هامش
( 1 ) .Reforme( 2 ) .Liberalism( 3 ) .Moyens d'information de masse .