دنبال شاعران آغاز قرن نهم تا آغاز قرن دهم حركت مىكند منتهى قدرت و صلابت طبعش او را در شمار مستثنيات درآورده است » .
از جمله بيانهاى روشنى كه دربارهء سخنورى عرفى شده از مير عبد الرزاق خوافى است كه گويد : « بيشترى از اساتذه سخنشناس اتفاق دارند كه در كلام مولانا جزالت با سلامت و لطافت با متانت جمع آمده و بدين شيوا زبانى و شيرينبيانى كم كسى بوده ؛ در نظم قصايد چنان بلند مرتبه افتاده كه هيچكس را با وى ياراى شركت و هم چشمى نمانده . » « 1 »
حق همينست كه مير عبد الرزاق گفت ، زيرا عرفى با قدرت و قوت كمسابقه طبع و قريحه خود توانست سخن جزيل و استوار شاعران آغاز قرن نهم را با لطافت انديشه غزلگويان پايان آن قرن درهم آميزد و با توانايى خاص خود در ايراد معناهاى لطيف و تركيبهاى تشبيهى و استعارى در بيانى سليس و روان بابى نو ، در كتاب شاعرى افتتاح نمايد ، نه آنكه شيوه پيشينيان را درهم بريزد و بر روى آن كاخ درهم ريخته بنايى تازه برآورد و حال آنكه « ثنايى » با طرز خاص خود كه عبارت از گنجانيدن مفهومهاى بلند و خيالهاى دور و دراز در كلام كوتاه و فشرده است ، چنين كارى انجام داده است . » « 2 »
نمونهيى از ادبيات ديوانى ( ادارى ) در عهد صفويه
با مطالعهء نامههاى ادارى و دربارى ، كه در آغاز حكومت صفوى ( در عهد شاه تهماسب صفوى ) به رشته تحرير درآمده است ، تنها با طرز نگارش نامههاى رسمى آن دوران آشنا نمىشويم ، بلكه با انواع اغذيه و تنقّلات و با طرز پذيرايى از شخصيتهاى خارجى و به خصوصيات فرهنگى و اجتماعى آن عصر نيز تا حدى پى مىبريم .
در « حكم شاه تهماسب صفوى براى پذيرايى از همايون ، پادشاه مغولى هند كه به دربار شاه تهماسب پناهنده شده بود » مطالب زير شايان توجه و قابل دقت است و بسيارى از ويژگيهاى زندگى مردم و طبقات ممتاز و مرفه اجتماع را روشن مىكند :
خصوصيّات خيمه و خرگاه و طرز پذيرايى از مهمانان خارجى
1 . نحوهء پذيرايى از سلاطين و ميهمانان بلند پايه خارجى ، و طرز برافراشتن خيمه و خرگاه زرين براى سكونت آنان و به كار بردن طنابهاى ابريشمى و ميخهاى زرين براى استقرار و استحكام آن .
هامش
( 1 ) . بهارستان سخن ، مدارس 1958 ، ص 420 .
( 2 ) . دكتر ذبيح اللّه صفا ، تاريخ ادبيات در ايران ، جلد پنجم ، بخش يكم ، ص 527 .