صاحبنظران آن را شامل : اشتقاق ، قرض الشعر ، انشاء و تاريخ هم دانستهاند . بهطور كلى ، سخنسنجى و آشنايى به احوال نظم و نثر و بازشناختن و تشخيص درست از نادرست و خوب از بد و سره از ناسره و فن بيان افكار و عواطف انسانى در قالب عبارات موزون ، با علم ادب و ادبيات رابطهء ناگسستنى دارد .
مقام و ارزش اهل قلم و دبيران
نظامى عروضى در چهار مقاله مىنويسد : « پيش از اين در ميان ملوك عصر . . . رسمى بوده است كه مفاخرت و مبارزت به عدل و فضل كردندى و هر رسولى كه فرستادى از حكم و رموز و لغز مسائل با او همراه كردندى . . . دبير عاقل و فاضل ، مهين جمالى است از تجمل پادشاه و بهين رفعتى است از ترفع پادشاهى . . . »
دبيرخانهء دول اسلامى نيز ، مانند صدارت عظمى ، تقليد كاملى از روش سياسى و ادارى ساسانيان است و وصفى كه نظامى عروضى ، در قرن ششم هجرى دوازدهم ميلادى ) از دبيرخانهء عهد خود مىكند ، بهطور كلى با تكاليف و وظايف دبيران زمان ساسانيان مطابقت دارد : « . . . زبردستترين منشيان و بهترين خطاطان در دربار استخدام مىشدند ، و سايرين را به حكام ولايات مىسپردند . پس دبيران ، سياستمداران حقيقى بهشمار مىرفتند ، همه قسم اسناد را تنظيم مىكردند و ترتيب مىدادند و مكاتبات دولت را در دست مىگرفتند ، فرمانهاى سلطنتى را انشاء و ثبت مىكردند و جزء جمع هزينهها را مرتب مىنمودند و محاسبات دولت را اداره مىكردند .
در مكاتبه با دشمنان و معارضان پادشاه ، بايستى به مقتضاى مقام ، گاهى ملايم و مسالمتآميز چيز بنويسند و زمانى به تهديد و تخويف بپردازند ، اما اگر در مصافى خصم برترى مىيافت ، حيات دبيران برباد مىرفت . . . « 1 » »
فردوسى نيز در شاهنامه به مقام و موقعيّت ممتاز دبيران و اهل قلم در دربار پادشاهان ساسانى اشاره مىكند :
بلاغت نگه داشتندى و خط * كسى كو بدى چيره بر يك نقط
كسى را كه كمتر بدى خط و وير * نرفتى به درگاه شاه اردشير
سوى كارداران شدندى به كار * قلمزن بماندى بَرِ شهريار
سِتايَنِده بُد شهريار اردشير * چو ديدى به درگاه « مرد دبير »
نويسنده گفتى كه گَنج آكَنَده * هم از راى او رنج بپراكند
هامش
( 1 ) . پوتيمكن : تاريخ ديپلماسى ، ترجمه دكتر محمد على حكمت ( استاد سابق دانشگاه ) ، ( قبل از انتشار ) .