بتپرستيدن به از مردمپرست * پند گير و كار بند و گوش دار « 1 »
ابو الطيّب مصعبى از شعرا و رجال عهد سامانيان است و بهطورىكه از آثار اندك او برمىآيد ، با افكار و انديشههاى فلسفى و اجتماعى ، بيگانه نبوده است ، وى در يكى از اشعار دلنشين خود به نظام ظالمانهء اقتصادى و اجتماعى دوران خود مىتازد :
جهانا همانا فسوسى و بازى * كه بركس نپايى و با كس نسازى
. . . بهظاهر يكى بيت پرنقش آزر * به باطن چو خوك پليد و گرازى
يكى را نعيمى يكى را جحيمى « 2 » * يكى را نشيبى يكى را فرازى
يكى بوستان پراكنده نعمت * بر اين سخت بسته بر آن نيكبازى
چرا زيركانند بس تنگ روزى * چرا ابلهان راست بس بىنيازى
چرا عمر طاووس دُرّاج « 3 » كوَته * چرا مار و كركس زيد در درازى
اگرنه همه كار تو باژگونه « 4 » * چرا آنك ناكستر او را نوازى
در منابع تاريخى دليل قطعى در دست نيست ، كه در عصر طاهريان توجهى به ادبيات درى شده است يا خير . دربارهء طاهريان و سياست كلى آنان در مورد خلفاى بغداد ، و تلاش محرمانهء سران اين سلسله در راه استقلال و آزادى ايران ، نظريات مختلفى ابراز شده است ؛ بطور كلى طاهريان با مردم به خوبى رفتار مىكردند و به مسائل عمرانى و آبادانى كشور و سعادت مردم ايران علاقه و دلبستگى داشتند . در نامهيى كه دوازده قرن پيش طاهر بن حسين سردار مأمون به پسرش عبد الّه نوشته ، با صراحت وظايف سياسى و اقتصادى و مسئوليتهاى گوناگون او را گوشزد مىكند ، متاسفانه اين « سياستنامهء » گرانبها و مختصر و پرارج كمتر مورد توجه رجال سياسى و شهرياران ايران قرار گرفته است ، نمونهيى از تعاليم او را نقل مىكنيم : « . . . شب و روز در نگهبانى رعيّت بكوش ، بر تست كه مهر خويش را از بندگان خدا دريغ مدارى و در ميان آنها به عدلوداد پردازى ، در امنيت راهها بكوشى . . . بدانكه هرگاه ثروت را در گنجينهها بيندوزند بهره و سود نمىبخشد ، ولى اگر آن را در راه صلاح حال رعيت و اعطاى حقوق آنان به كار برند و بهوسيلهء آن ، بار رنج و مشقّت را از دوش خلق بردارند فزونى مىيابد ، و مايهء فراوانى نعمت مىشود . . . پس بايد كار گنجينههاى تو ، پراكندن ثروت در راه آبادانى جهان اسلامى
هامش
( 1 ) . تاريخ ادبيات در ايران ، پيشين ، از ص 165 تا 182 .
( 2 ) . دوزخ و جهنم
( 3 ) . پرندهاى از نوع كبك
( 4 ) . معكوس