علاوهبراين ، خط ديگرى كه آن هم از خطوط مردم سامى است و مورد استفادهء ايرانيان قرار گرفته ، خط پهلوى است .
آنچه شايان دقت است ، اينكه ، خط ميخى در آغاز از جهات مختلف خطى دشوار بود ولى با مرور زمان ، به حكم احتياج و شايد در سايهء همكارى دبيران فينيقى و يهودى كه جملگى زير نفوذ سياسى و نظامى هخامنشيان قرار داشتند ؛ از نقايص و نارسائىهاى اين خط كاسته شد .
برخى از صاحبنظران ، از جمله : استاد بهار ، اصلاح خط ميخى را محصول تلاش خود ايرانيان مىدانند . با اين حال ، خط ميخى به علت اشكالاتى كه در كتابت آن وجود داشت ، در عهد هخامنشيان رو به فراموشى رفت و خط آرامى به همراه كاتبان و دبيران سامى به ايران آمد و وسيله مبادله افكار و رفع حاجت بزرگان ، تجار و ساير مردم قرار گرفت . خط پهلوى از خط آرامى گرفته شده است ؛ و خط آرامى منتهى مىشود به دو خط قديم كه يك فنيقى و ديگر عبرى است . » « 1 »
فردوسى به استناد اساطير و نامههاى باستانى در پيرامون پيدايش خط چنين مىگويد :
چون طهمورث آگه شد از كارشان « 2 » * برآشفت و « 3 » بشكست بازارشان
كشيدندشان خسته و بسته خوار * به جان خواستند آن زمان زينهار
كه ما را مكُش تا يكى نوهنر * بياموزى از ما كت آيد ببر
نبشتن به خسرو بياموختند * دلش را به دانش برافروختند
نبشتن يكى نه ، كه نزديك « سى » * چه رومى ، چه تازى و چه پارسى
چه سغدى ، چه چينى و چه پهلوى * نگاريدن آن ، كجا ، بشنوى » « 3 »
بهار ، در سبكشناسى ، ضمن بحث و مطالعه در پيرامون زبان ايرانى مىنويسد :
« تاريخ زبان ايران ، تا هفتصد سال پيش از مسيح روشن و در دست است و از آن پيش ، نيز از روى آگاهىهاى علمى ديگر مىدانيم كه در سرزمين پهناور ايران - سرزمينى كه از سوى خراسان « مشرق » به مرز تبت و تركستان چين و از جنوب شرقى به كشور پنجاب و از نيمروز ( جنوب ) به سند و خليج فارس و بحر عمان و از شمال به كشور سكاها و سارماتها ( جنوب روسيه امروز ) تا دانوب و يونان و از مغرب به كشور سوريه و دشت
هامش
( 1 ) . سبكشناسى ، پيشين ، ص 68 .
( 2 ) . يعنى از كار ديوان
( 3 ) . همان كتاب ، ص 58