نامى حماسى ايران را با « ديوان » توصيف مىكند . « 1 »
گذشته ادبى ايران
بهنظر استاد فقيد فروزانفر « قطع نظر از ادلهء تاريخى و محتواى قصّص به شهادت عقل مىتوان مسلم داشت كه موسيقى و بالملازمه شعر يعنى كلام موزون ، قبل از اسلام موجود بوده است و ايرانيان سرودهاى مخصوصى داشتند كه بعضى از آنها تا قرن سوم و چهارم هم از ميان نرفته بود . « 2 »
نمونهاى از سرود خسروانى : سرودههاى خسروانى قصايدى بوده است كه شاعران يا سرودگويان در بزمهاى پادشاهان پيش از اسلام در پيشگاه آتشگاهها مىخواندند .
جاحظ در كتاب التاج گويد : « روز نوروز هركس از بزرگان ، از اقرباى شاهنشاه يا بيگانگان از بزرگان بايستى به خدمت شاهنشاه آيند و هركدام به مناسبت شخصيّت خود ، هديهاى به رسم نوروزى تقديم دارند » و به آخر گوينده و شاعر ، شعر هديه مىكرده است . » . . . بهطور كلى سرودهاى خسروانى ، نثرى بوده است مسجّع و موزون و خوشبختانه سرودى در لغات الفرس اسدى از قول خسروانى شاعر معاصر سامانيان ذكر شده كه از آن مىتوان به چگونگى سرودهاى قديم پىبرد و سرود اين است :
شاهم برگاه برآريد * گاهش برتخت زرين
تختش بر بزم برآريد * بزمش در نو كرد شاه
كه از اشعار هشت هجايى و بىقافيهء قديم تقليد كرده است .
سرود آتشكده كركوى : ملك الشعراى بهار سرود كركوى را كه از جمله اشعار شش هجائى و باتوجه به يكى از روايات كهن حماسى بهوجود آمده ، از آثار دوره ساسانى دانسته است . « 3 » » ولى چنان كه از ظاهر آن مشهود است ، اين سرود به لهجهء نسبتا جديد « درى » يعنى لهجه شرقى ايران است كه مقارن ظهور اسلام معمول بوده و آن سرود اين است :
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 202
( 2 ) . بديع الزمان فروزانفر : مباحثى از تاريخ ادبيات ايران ، با مقدمهء عنايت إله مجيدى ، ص 10
( 3 ) . مجله سپهر : شماره 3 ، سال پنجم ، ص 219